در پاسخ به اقتراح باشگاه روزنامهنگاران ایران - ۵
تعارض منافع بنگاهداری با خیر عمومی
علی ورامینی
روزنامهنگار
و سردبیر مدیریت ارتباطات
در پرسش نخست باشگاه روزنامهنگاران ایران، مشخصا دربارۀ نسبت «رسانه اقتصادی» و مسئولیت مالکان و مسئولان آن با داشتن مسئولیت در دولت سوال شده است. هرچند همین نسبت میان رسانههای عمومی هم محل تردید و شبهه جدی است، اما در نسبت رسانه اقتصادی واضحا تعارض منافع جدی وجود دارد.
رسانههای اقتصادی در ایران بیشتر از آنکه جنبه رسانهایشان برجسته باشد، جنبه اقتصادیشان برجسته است.
موسسان چنین رسانههایی که امروز هم بسیار زیاد شده و بخصوص در حوزههایی که گردش مالی زیاد است، مثل قارچ رشد کرده است، از ابتدا بر اساس یک «برنامه اقتصادی» رسانه را تأسیس میکنند. ماهیت این کار هیچ ایرادی ندارد.
رسانه برای ذینفعانی، سرویسها و خدماتی مشخص و مخاطب جذب میکند و باتوجه به برندی که میسازد درآمد کسب میکنند.
نمونههای موفقی هم در فضای رسانهای ایران داریم که اول خوشنامی برند رسانهشان جز اصول خدشهناپذیرشان است، دوم بهگونهای شفافاند که مخاطب بیشتر اوقات تشخیص میدهد این خبر، گزارش یا هر محتوای دیگرشان جزو سرویسهای کسبوکاریشان است یا کار رسانهایشان، و سوم بهدلیل گستردگی منابع مالیشان و اینکه صرفا به یک منبع متصل نیستند این فضا را دارند که حتی در خدمات و سرویسهایشان به مشتریها از ارزشها و اصول اولیه خود کوتاه نیایند.
اما در میان انبوه رسانههای اقتصادی که در سالهای اخیر شکل گرفتهاند، نمونههایی که این تفکیک و شفافیت را بهطور جدی رعایت کنند، بهنظر میرسد بسیار اندکاند.
در چنین وضعیتی که در بهترین حالت مالک و مسئول یک رسانه اقتصادی، مالک و مسئول یک بنگاه اقتصادی شفاف است، حتما که حضورش در دولت (که قرار است بیشترین خیر را بیشتر تعداد مردم داشته باشد) با یک تعارض منافع جدی روبروست.
دقیقا مثل اینکه مالک یک شرکت پیمانکار راهسازی و پلسازی مقامی در وزارت راه بگیرد، یا مدیرعامل یک شرکت دارویی، مدیر ارشد وزارت بهداشت شود. به همین دلیل پیشتر و بیشتر باید منتقد کسانی بود که در ابتدای امر برای مسئولیتهای دولتی چنین انتخابهایی میکنند. انتخابهایی که یا از روی ناآگاهی صورت گرفته یا با علم به این تعارض منافع، که در هر دو صورت جای تعجب و پرسش دارد.
دربارۀ سوال دوم هم با قطعیت نمیتوان جواب داد. به نظرم باید میان «اظهارنظر شخصی» و «کنش حرفهای» تفاوت قائل شد.
خبرنگار هم مانند هر انسان دیگری حق دارد در فضای مجازی نظر شخصی خود را بگوید و نمیتوان برای هر اظهارنظر شخصی از او انتظار داشت که از مدیرمسئولش اجازه بگیرد. اما وقتی این اظهارنظر تبدیل به افشاگری، طرح اتهام یا انتشار اطلاعاتی میشود که به اعتبار حرفهای او و رسانهای که در آن فعالیت میکند گره میخورد، دیگر نمیتوان بهسادگی آن را صرفاً یک اظهار نظر شخصی دانست. در اینجا پای مسئولیت حرفهای هم به میان میآید.
در مورد موضوع مشخصی که بحث حول آن شکل گرفته نیز به نظرم زمان و زمینه طرح این افشاگری مهم است. باید پرسید این همکاریها از چه زمانی وجود داشته، این مسائل از چه زمانی برای فرد مطرح بوده و چرا در این مقطع بیان شده است. این پرسشها لزوماً به معنای رد دغدغه یا افشاگری نیست، اما برای قضاوت درباره انگیزه و اعتبار آن مهماند.
در نهایت خبرنگار هم مانند هر انسان دیگری باید آزادی گفتن داشته باشد. اما آزادی گفتن به معنای رهایی از مسئولیت نیست. انتخاب ما از اینکه چه سخنی را، درباره چه کسی و در چه زمانی بگوییم، بخشی از چیزی است که از ما آدمهای متفاوتی میسازد.
@JournalistsClub1
Forwarded fromباشگاه روزنامهنگاران ایران
August 26, 2026 43