من امروز از میی مستم که در ساغر نمی‌گنجد چنان شادم که از شادی دلم در… — کانال خبری ایراج — TG.ME

من امروز از میی مستم که در ساغر نمی‌گنجد
چنان شادم که از شادی دلم در بر نمی‌گنجد

ز سودایت برون کردم کلاه خواجگی از سر
به سودایت که این افسر مرا در سر نمی‌گنجد

بران بودم که بنویسم مطول قصه شوقت
چه بنویسم که در طومار و در دفتر نمی‌گنجد

به عشق چنبر زلفت چه باک از چنبر چرخم
سرم تا دارد این سودا در آن چنبر نمی‌گنجد

همه شب دوست می‌گردد به گرد گوشه دلها
که جز تو در دل تنگم، کسی دیگر نمی‌گنجد

حدیثی زان دهن گفتم، رقیبم گفت: زیر لب
برو سلمان که هیچ اینجا حکایت در نمی‌گنجد

🌺سلمان_ساوجی 🌺

🌺با درود ،بامداد به نیکی و نشاط. روزتان سرشار از مهربانی، دلدادگی، تندرستی، شکیبایی، کامروایی و امیدواری.
❤1
September 3, 2026 53