انگیزه و هزینه در عمل سیاسی
یکی از مسائل پیشِ روی هر فعالیت سیاسی (و هر فعالیت عملی به طور عام)، «هزینۀ» آن است. نخستین برداشتی که از هزینۀ فعالیت سیاسی به ذهن متبادر میشود، هزینهای است که حکومتها بر فعالان تحمیل میکنند. هرچه یک رژیم سیاسی بستهتر و جزمیتر باشد، هزینۀ فعالیت سیاسی بیشتر میشود. اما از آنجا که یک مبارز سیاسی رادیکال، همزمان باید علیه هر سه جریانِ همدست در وضعیت سیاسی (حکومت، اپوزیسیون و مردم) موضعگیری کند و همدستی پنهانشان را نشان دهد، از هر سه طرف مورد حمله قرار خواهد گرفت (از سوی حکومت، از سوی مخالفان حکومت، از سوی مردم). مبارز باید برای این هزینهها آماده باشد و ترس به دل راه ندهد، در غیر این صورت از تصمیم و عمل قاطعانه عاجز خواهد بود. پس از یک سو، مبارز باید آمادۀ از دست دادن باشد، از دست دادنِ جانش، اموالش، عزیزانش، و مهمتر از همه آبرو و اعتبارش؛ و از سوی دیگر، در عین حال که باید بکوشد حتیالامکان و البته بدون تخطی از اصولش، هزینهها را کاهش دهد، اما نباید مواجههای نوستالژیک یا عاطفی با هزینههایش داشته باشد.
اما مسئلۀ بسیار مهمی که در اینجا مطرح میشود، انگیزۀ این هزینهدادن است. روشن است که یک فعال سیاسی برای هزینهدادن باید به یک ایده (یا نظام تمثیلات) اتکا کند. بدون این تکیهدادن، هزینهدادن غیرموجه است. اما در زمانۀ نیهیلیسم دیگر به چه ایدهای میتوان اتکا کرد؟ چگونه میتوان در زمانۀ فروپاشیِ اتکاپذیریِ تمام ایدئولوژیها، با چه پشتوانهای و به چه انگیزهای، بدون فریبدادن خود با وعدههای پوشالی و نادیدهگرفتنِ نیهیلیسم، بدون اعتقاد به هر شکلی از اتوپیا، یک عمل سیاسی را توجیه کرد و برای آن هزینههای گزاف (از قبیل جان، مال و آبرو) پرداخت؟ این پرسشی اساسی است پیشِ روی یک مبارز رادیکال.
اولاً: از طریق تصدیق خود نیهیلیسم. به بیان دیگر، سوژه در صورتی میتواند «همه» چیز را بدهد که با خود «هیچ» مواجه شود و ناامیدیِ مطلق (نسبت به وضعیت و تمام آلترناتیوهای موجود) را تجربه کرده باشد. سوژهای که نیهیلیسم را تصدیق کرده، چیزی برای از دست دادن ندارد جز خودِ زیستنِ معنادارش. در این معنا، یک مبارز رادیکال، بدون اتکا به هیچ آرمان خیالی یا آیندۀ موهومی، بدون امید به هیچ پاداش آسمانی یا زمینی، بدون دلخوشکردن به هیچ منبع مشروعیتبخش دگرآئینی، میتواند بهتنهایی، در تلاش برای پرورش خودآئینی، و البته با آمادگی بدنی و روانی و با تکیه به خودش، به سوبژکتیویتۀ آزاد و آگاهش، همه چیزش را (که برای دیگران همه چیز است، اما برای خود او هیچ) فدا کند، تا در زمانۀ بیمعنایی و بیارزشی، فقط همین لحظهاش را (که برای او همه چیز است و برای دیگران هیچ)، معنادار، موجه و ارزشمند بزید.
ثانیاً: زمانی که مردمِ هراسان از هزینه برای تغییر سخن میگویند، فراموش میکنند که هیچ هزینهای فرسایندهتر و فلاکتبارتر از هزینهای نیست که در هر لحظه با ادامهدادن به همین شیوۀ زندگیشان میپردازند. به بیان دیگر، آنها که بیشتر در منجلابِ بیمعنایی فرورفتهاند، به نحوی رقتانگیز، بیشتر نگران از دست رفتن داشتههایشان هستند. یکی از صفات مبارزی که معنادار و ارزشمند میزید، این است که ارزش و معنای زیستن را به دو سطح نخست غایتشناختی (بقا و میل) ترجیح میدهد، چراکه آنچه برای او ارزشمند است نه طول عمر کمّی، بلکه زیستنِ موجه در هر لحظه است.
و البته مسئلۀ آمادگی برای از دست دادنِ موجهِ هر چیزی حائز اهمیت است. این آمادگی باید همزمان هم بر مبانی نظریِ توجیهکننده و هم بر تمرینات عملیِ تقویتکنندۀ سوژه استوار باشد. سوژه خود درخواهد یافت که دادنِ این هزینهها (جانی، مالی، اجتماعی و غیره) سادهترین بخش از مبارزهاند: مثلاً نسبت به موجهسازیِ تصمیم یا حفظ موضع انتقادی نسبت به نظام تمثیلات خود. سوژه در هر لحظه، برای معنادار زیستن فقط نیاز به حراست از آگاهی و آزادی خود دارد، که اگر «آماده» باشد، هیچ نیرویی در جهان نمیتواند آنها را از او سلب کند. در این معنا، مبارز راستین هیچ ترسی از هیچ نیرویی ندارد، جز از خودش – که به دلیل عدم آمادگی و عدم آگاهی، قاطعیتش را از دست بدهد: بزرگترین خیانت، نه خیانت به دیگران، بلکه خیانت به زیستنِ خود است.
🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص ۷۰۹-۷۱۵
#سوژه_سیاسی
#از_دست_دادن
🆔 @Intersubjectivity
12
2
1
1January 9, 2026 5K 37