مواجهۀ فلسفه و سیاست” 🔹 محمدمهدی اردبیلی در این گفتار به امکان کنش… — ما و اصولِ مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم — TG.ME

“مواجهۀ فلسفه و سیاست”

🔹 محمدمهدی اردبیلی
در این گفتار به امکان کنش سیاسی و اندیشیدن به بحران در دل انسداد و تردید می‌پردازد. اینکه چطور در عین پذیرش مسئولیت ضرورت، عمل سیاسی ممکن است؟
با پذیرش ضرورت دو مشکل سر باز می‌کند: اگر رویداد ضروری است چطور می‌توان آن را نقد کرد؟
چطور نقد و عمل سیاسی با وجود ضرورت ممکن می‌شوند؟
نقد رادیکال واکاوی امکانات گذشته است، معطوف به فردا. اتفاقی که افتاده باید می‌افتاده، تا امکان نقدش باز شود. تازه با محقق‌شدن آن امکان است که می‌توانیم امروز از امکانهای دیگر صحبت کنیم. ضمن اینکه هر نقدی نقد کل وضعیت است. موضوع نقد را نباید به یک جزء و فرد و نهاد تقلیل داد. همزمان حاکم و اپوزیسیون و مردم و ناقد و کل روابط باید نقد شود.
نقد همه رویکردها به‌واسطه خود مفهوم کنش سیاسی و امکان سیاست است که می‌تواند به انفعال سیاسی منجر نشود. در واقع این  نقد مجال امکان دادن به بروز امکانات دیگر است، یعنی نمی‌پرسد چرا واقعه‌ای رخ داد، بلکه توضیح می‌دهد که چرا ضرورت داشت که رخ دهد.
پس هم عمل ضروری است هم نقد آن، و این خودآگاهی سیاسی نسبت به ضرورت است که وجه رهایی‌بخش کنش سیاسی را می‌تواند رقم بزند. به‌واسطه معیار و امکان نقد  می‌توانیم از انسداد درون خود ضرورت خارج شویم و در نسبی‌گرایی حل نشویم.

امکان سیاست از شکاف بین "واقعیت" و "ایده" حاصل می‌شود. ولی این "ایده" دگرآیین نیست، درون‌زاست و از بطن ضرورت و امر واقع بیرون می‌آید و مازاد خود ضرورت است. اینجاست که کنش سیاسی مبتنی بر خلق است، نه از عدم... خلاقیت و تخیل می‌تواند از همان عناصری که وجود دارند، از بطن خود انسداد وضعیت و ضرورت ایده، به کمک کنش سیاسی چیزی را خلق و بازصورت‌بندی کند. کنش سیاسی خود این خلق است. در واقع می‌شود با ایده، واقعیت را خلق کرد. چون بر اساس سنت دیالکتیک ایدئالیستی بین واقعیت و ایده تمایز جوهری و ماهوی وجود ندارد.
خود این مواجهه با خود و ضرورت وضعیت و تجربه، و برساختن ایده به مثابه امر منفی درون وضعیت، کنش سیاسی است. این کنش سیاسی با مفهوم تجربه پیوند می‌خورد، تجربه تاریخی. چه زمانی می توانیم یک رویداد را واقعا تجربه کنیم و فقط تکرار نکنیم؟ کنش سیاسی رادیکال تلاش برای تجربه کردن است، تجربه به معنای پذیرفتن  ضرورت وضعیت. اگر خود را از اتفاقاتی که افتاده مبرا کنیم اتفاق را به مثابه تنها اتفاق ممکن تجربه نمی‌کنیم. مواجه شدن با ضرورت وضعیت و پذیرش مسئولیت آن خودآگاهی و "تجربه سیاسی" است.

ما دچار تجربه‌نکردن تاریخیم. هزینهٔ تاریخی می‌دهیم ولی رویداد را تجربه نمی‌کنیم. خود تجربهٔ تاریخ‌مان یک کنش سیاسی رادیکال است.
سیاست چیزی نیست جز پایبندی متعهدانه به خود شکست. تا وقتی بشر بشر است هر تجربه‌ای تجربهٔ شکست است. تجربهٔ پیروزی از یک رویداد یعنی ندیدن امکانهای رویداد برای آینده.


🔹 احمدرضا آزمون نیز به این موضوع می‌پردازد که آیا فلسفه سیاسی می‌تواند به انسداد بیندیشد یا خیر؟
فلسفه سیاسی سعی می‌کند به امر سیاسی به منزلهٔ یک هستی فکر کند و در واقع انتولوژی و هستی‌شناسی امر سیاسی است.
وی امکان فلسفه سیاست را از لحظهٔ تاسیس، یعنی یونان باستان آغاز می‌کند: سیاست به معنای تدبیر امور شهر، و فیلسوف به مثابه کسی که قصدش ممکن‌کردن زندگی خوب در شهر است، و این غایت سیاست است. فقط در پرتو زندگی حقیقی است که امکان سعادت برای همه آدمیان ممکن و فراهم است. فیلسوف در صدد ایجاد طرحی است برای عبور از بحرانِ امور بدیهی و عادات جمعی. پس امکان زندگی خوب غایت فلسفه سیاسی است و موضوع فیلسوف بحران است، که امری معاصر است.

فیلسوف کارش هستی‌شناسیِ امر غایب است. به چیزی فکر می‌کند که نیست. در برابر طبیعی‌سازی و بداهت وضعیت هر لحظه به اتکا مفاهیم و نقدی که در برابر خود این لحظه خاص دارد می‌ایستد، با امکان تخیل به امر نیک، که تنها دستاویز ماست.
چگونه می‌توان این کار را انجام داد؟ با مفهوم‌سازی می‌توان لحظات را توضیح داد. مواجههٔ ما با گذشته باید به شکل احیا و بازشناسی آن باشد. روایت و شیوهٔ مواجهه ما با گذشته کاری در حال و آیندهٔ ما می‌کند. خاطرهٔ آزادی می‌تواند در هر لحظه فعال شود و لحظهٔ حال را  منهدم کند. اگر خاطرهٔ آزادی نداریم باید قدرت نگریستن به عدم را داشته باشیم. باید انرژی مواجهه با شکست را داشته باشیم. به شکست‌ها بیاندیشیم و به اتکای این انرژی مدنی جدید که از یادآوری و مواجههٔ راستین با عدم و شکست ایجاد شده، امر جدیدی را توافق و تاسیس کنیم.

نسخه کامل فایل شنیداری را می‌توانید از لینک زیر دریافت کنید:

https://B2n.ir/nx2614

#سوژه_سیاسی
#کنش_سیاسی

🆔 @Intersubjectivity
🕊10⚡5👍2👎2
January 4, 2026 3.9K 36