مخربترین تجلی شرّ: اتلاف نیروها
بزرگترین آفت ناشی از انحطاط یک جامعه یعنی غلبه نظام یا نظامهای تمثيلات ناموجه بر ذهنیت و عینیت آن اتلاف نیروهای خلاقه سوژه هاست. به بیان دیگر جامعه خلاقانهترین، پویاترین و توانمندترین نیروهای ذهنی و بدنی را از همان ابتدا به مجاریای سوق میدهد که اولاً برای استمرار انحطاط و حفظ اسطورهها و تثبیت حاکمیتشان مفید باشد، و ثانیاً، در صورت تن ندادن این اذهان به اسطوره خوشبختی و «موفقیت» حاکم، دستکم علیه آن شورشی موثر به راه نیندازند.
نظام آموزشی دقیقاً برای چنین امری طراحی شده است: شناخت بهترین استعدادها با هدف سرکوب و منحرف کردنشان از خلق راديكال وعدههای شغلی و عواملی از قبیل پول ساز بودن یا پرستیژ اجتماعی رشتههای تحصیلی خود ترفندی نامحسوس است برای شکار مستعدترین بدنها و ذهنهای خلاق با وعده خوشبختی تا مبادا به سراغ خلق ایدههای خطرناک بروند.
بخش اعظم این مسئولیت بر عهده طرحریزی و ارزشمند جلوه دادن "اسطوره موفقیت" است. تکنولوژی، با آنچه امروز به نام ارتباط صنعت و آموزش شهرت یافته و توجیه میشود وجه دیگری از این از آن خودسازی و به خدمت گرفتن را محقق میسازد: سوق دادن استعدادها به سمت رشته های فنی ریاضی فیزیک و امثالهم با امید به خلق ریاضیدانی بزرگ یا دانشمندی تراز اول همه و همه دامی است برای به انحراف کشاندن اذهان از مسئله اصلی نوابغ ریاضیدان و فیزیکدانی که میتوانند به جای اتلاف زندگیشان به عنوان کارمندانی با بالاترین درآمد در پروژههای بزرگ تکنولوژیک با اهداف نظامی یا اقتصادی - که البته به ظاهر گسترش مرزهای دانش را نوید میدهد؛ اما باطناً و عملاً به منافع بیارزش تکنولوژی و احیاناً تن آسایی بشر یاری میرساند، به مسئله اصلی (معنای زندگی و مواجهه با مسئله حقیقی) بپردازند. اگر حتی برنده جایزه نوبل و فیدز هم شوند از حیث ارزششناختی عمدتاً در حال اتلاف توان خلاقه شاناند. تلاشها برای ارتباط علوم انسانی با صنعت و شعار فریبکارانه "کاربردی سازی"، دقیقاً با هدف بلعیدن پس مانده خلاقیتها و توانهای از دست نظام آموزشی گریخته عمل میکند. البته انواع دیگری از این اتلاف را در تمام گوشه و کنارهای تاریخ درحتی بزرگترین و عظیمترین آثار معماری و هنری میتوان مشاهده کرد.
مبارزه در راستای گشودگی فضا، دقیقاً مبارزه علیه همین تجاوز و سرکوبگریِ بدیهی جلوهدادهشده و اتلاف نیروها و مصادرۀ فریبکارانۀ امکانات خلاقانه به نفعِ استمرار انسداد، ممتنع نشان دادنِ هر گونه آلترناتیوِ موجهْ برای آن و حفظ وضع موجود با تمام اقمار و ارکان آن، از فرهنگ گرفته تا اقتصاد، از اخلاق گرفته تا سیاست، از نظامهای دینی گرفته تا نظامهای ضددینی و غیردینی، و از علمِ نوکر تکنولوژی گرفته تا هنرِ نوکرِ مصرف، و در یک کلام، مبارزه در راستای اولاً افشای فریب نهفته پشتِ قطعیتِ تمامیتخواهانه و بداهت پوشالیِ تمام نظامهای تمثیلات غیرموجه و جزمی، و ثانیاً خلق بدیلهای نوین برای بازرهاسازیِ این نیروهای خلاقۀ بشری و خلق امکانهایی تازه برای سوق یافتنشان به سوی موجهسازی و غنابخشی به نظامهای تمثیلات تازه در راستای زیستنِ معنادار و ارزشمند است.
🔹 محمدمهدی اردبیلی
اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، ۱۴۰۳، ویراست دوم، صص ۶۷۱-۶۷۶
#سوژه_سیاسی
#اتلاف_نیروها
🆔 @Intersubjectivity
26
6
2December 31, 2025 3.9K 37