📛🔴 بحران در زبانترکی قشقایی، جنبش زبانی زبان ترکی قشقایی هیچ گاه مثل امروز در شرایط دگردیسی نبوده است. زبان به عنوان مهم ترین شاخصه ی هویتی قشقایی در حال ویرانی است. چنین اگر پیش رود، دیری نخواهد پایید که "نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان." اندک فعالیت های زبانی ما را نفریبد، این تلاش های پراکنده و سوسو زدن های گاه و بی گاه، یارای چالش با بحران های بزرگ مثل زوال و یا استحاله ی زبان را ندارند. با دریغ، زبان ترکی و حفظ و توسعه ی آن برای بیشترینه ی قشقایی ها یک دغدغه و مسئله نیست. به قول دیگر، گوییا چندان کسی در قشقایی نیست که بحران را دریافته باشد، پیش از آن که راهِ چاره بجوید. گو این که این جماعت ملیونی هوش و حواسشان به این تنش بزرگ هویتی نیست و نمی بینند که زبان پدریان به دست و دهان پسریان نمی رسد و فرزندان امروز و امسال روز به روز و سال به سال دورتر می روند از مادرِ زبان خود و زبان مادری قشقایی. هایدگر گوید که "زبان، خانه ی هستی است." بر همین بنیاد می توان تعبیر کرد و پرسید زبان قشقایی که زوال گیرد، چه می ماند از خانه و هستی قشقایی؟ زبان که برود، همه چیز قشقایی تمام است و "بر او نمرده به فتوای من نماز کنید." خیلی ها هم که ککشان نمی گزد و غمش را هیچ ندارند. آن ها هم که تشویش زبان دارند، یا کنشمند نیستند و یا کوشش آن ها در این بلبشوی زبانی و بحران هویتی راه به جایی نمی برد. کودکان و نوجوانان امروز که نسل های آینده ی قشقایی هستند روز به روز با این زبان بیگانه تر می شوند. با دقت در گویش آن ها در می یابیم که کودکان تحت تاثیر زبان های دیگر علاوه بر دستور زبان و دایره ی واژگان، حتا مصوت های ویژه زبان ترکی را نمی توانند ادا کنند و این مصوت ها کم کم از گویش قشقایی حذف می شوند، که از قضا از ویژگی های اصلی زبان ترکی و وجه تمایز آن با دیگر زبان هاست. اگر آینده ی زبان ترکی قشقایی در گرو وضعیت زبانی این نسل ده ساله های امروز است، می توان پیش بینی کرد یک یا دو دهه ی آینده ما دیگر با یک زبان زنده و کارآمد و رایج ترکی در قشقایی مواجه نخواهیم بود. ترکی قشقایی به خاطر فقدان آموزش و کتابت، مواجه با آسیب های فراوانی است که نیاز به بازشناسی، اصلاح، تقویت و توسعه دارد، اما همین ترکی غیر مَدرسی هم در معرض نقصان و نسیان و انحطاط و انقراض است. در این مملکت زبان رسمی فارسی هم متولی چندانی ندارد و اگر دوام و بقایی دارد مدیون کنشگران فردی است؛ چه رسد به زبان ترکی و اسفبارتر تز دیگران ترکی قشقایی که هیچ متولی و مدعی و بوتیماری ندارد. متاسفانه مسئله ی زبان های مادری در ایران گره بند شده است با سیاست. یکی از موانع و آسیب های بحث زبان مادری پیوند زدن آن با سیاست و مفاهیم و چالش های پانیستی است. در سنت سیاسی ایران هم تبدیل شده است به شعارهای انتخاباتی، و سپس فراموشی تا انتخاباتی دیگر. دولت ها و رجال سیاسی که با شعار زبان مادری رای و قاپ مردم را دزدیدند، هیچ نکردند برای این مسئله و بحران آن، دیگر چه توقع کرد از آنان که هیچ در بند آن نیستند. چنان که بر می آید از اجاق این دولت ها آبی برای زبان مادری گرم نخواهد شد، و راهی نداریم مگر نکته ی "کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من." با همه ی نگونبختی و ادبار، اما بخت با ما یار است که با روزگار اینترنت قرین افتاده ایم. علیرغم نبود امکانات آموزش دولتی، اما جهان مجازی یک فرصت عالی برای آموزش و توسعه ی زبان های مادری است، ولی در قشقایی یا از این امکان بهره برداری بایسته و شایسته نشده، و یا اندک فعالیت ها مورد توجه و علاقه ی والدین و کودکان قرار نگرفته است. برخی گویشوران و فعالان زبان ترکی قشقایی به جای کشف قابلیت ها و بهره جویی از توانایی دیگر گویش ها در حد لزوم، اما منفعلانه گویش قشقایی را تحت تاثیر مطلق دیگر گویش های ترکی قرار داده و از نوعی دیگر به آن آسیب می زنند. این کاربران با غفلت از هویت بومی ترکی قشقایی، و عدم توجه به عناصر هویتی و زبانی قشقایی، آن را به سمت دیگری منحرف می کنند. ترکی قشقایی نیاز به کشف دوباره دارد و دستورزبان و آیین نگارش آن باید بر مبنای زبان ترکی و با عنایت به بومیگریِ قشقایی تئوریزه شده و تدریس شود. گسترش آن نیازمند یک جنبش فرهنگی و بسیج عمومی است، که متاسفانه هیچ کدام از این فاکتورها در زیست فرهنگی و زبانی قشقایی به چشم نمی آید. در همه ی مناطق قشقایی نشین حتا یک آموزشگاه خصوصی زبان ترکی برای کودکان نداریم. این آسیب یا ناشی از این است که کنشگران فرهنگی تعطیل هستند و یا سبب، این است که آموزش زبان ترکی برای والدین قشقایی یک نیاز و اولویت تلقی نمی شود. 🖊 کامبیز نجفی 🆔@illdash
17
3