شبانگاه حکایت شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد. آسیابان که بیوه‌رنی… — ایلام جنوب (به روز نیوز)🌐 — TG.ME

#شبانگاه

حکایت


شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد.

آسیابان که بیوه‌رنی بود گفت: دو روز دیگر آردها آماده است،

شیخ با لحنی آمرانه گفت:

گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم خرت (که سنگ آسیاب را می‌چرخاند) تبدیل به سنگ شود.
زن (آسیابان) در جواب گفت:

اگر نفسی به این گیرایی داری، دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!

ای کاش کسانی که برای همه آرزوی مرگ می‌کنند برای خوشبختی خویش نیز دعائی بکنند..!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایلام جنـــوب
 🆔
@ilamJonob
September 5, 2026 71 1