Forwarded fromناصر فکوهی / نوشتهها و سایر فایلها
آخرین یادداشت این کانال در تاریخ 18 اسفند 1404 منتشر شد. در آن زمان نوشتیم: « هر روز که جنگ ادامه پیدا کند فاصله ما با توسعه و آزادی و دموکراسی بیشتر میشود و بهایی که باید برای رسیدن به آنها پرداخت شود، ممکن است نسلها به طول بکشد.» و امروز مایلیم باز هم بیشتر بر این نکته تاکید کنیم و آن را سرآغاز دوره جدیدی قرار دهیم که شاید با خاموش شدن نسبی آتش جنگ در روزهای آینده، شاهدش باشیم. اکثریت مردم در این روزها در موقعیتی از تعلیق و بُهتزدگی به سر میبرند: هم از تداوم نومیدیهایشان برای آنکه شاید بحرانهای بزرگی چون شورش و جنگ، آیندهای بهتر را برایشان به همراه بیاورد که نیاورد؛ و هم نگرانی نسبت به بدیل و تهدیدی که این از راه نرسیدن دوران بهتر ، میتواند درون خود داشته باشد. ما بارها و بارها در طول دهها سال با توجه به تجربه تاریخی ایران و جهان، بر یک نکته کلیدی تاکید کردهایم: نه خشونت از بالا (جنگ و سرکوب و خونریزی حاکمان علیه فرودستان) و نه خشونت از پایین (شورش و انقلاب و مبارزه خونین فرودستان علیه فرادستان) هرگز در هیچ بُرههای از تاریخ، نه در ایران و نه در جهان ثمره و دستاوردی جز ویرانی و پسرفتهای انسانی و فرهنگی و اجتماعی نداشتهاند. اینکه پیشرفتها اجتماعی و سیاسی و بهبود موقعیت اکثریت مردم حاصل این خشونت و مبارزات این چنین فرایندهایی باشد، چه از بالا چه از پایین باشد، تنها یک اسطوره است که برای ساختن روابط قدرت ضروری است؛ همچنان که برای پدید آوردن ذهنیتهایی اسطورهزده تا بر آن اساس بتوان سیستمها اجتماعی اقتدارگرایانه و فساد و ویرانی عمومی و رنج و بیرحمی را پدیدههایی «طبیعی» و ناگزیر در زندگی انسانها نشان داد و برعکس صلح و آرامش و مهربانی و همدلی و همدردی و تلاش برای پیشگیری و پرهیز از درگیری و تنش را «خیالپردازیهای شاعرانه و رومانتیک» توضیف کرد و ابزارهای اصلی در این راه یعنی «آموزش»، «فرهنگ» و «هنر» را تحقیر . واقعیت و تاریخ اما استدلال هایی دیگری دارند، همچنانکه وقایع خشونت بار چند ماه اخیر، از تظاهرات آرامی در اعتراض به موقعیت سخت اقتصادی و اجتماعی از ابتدای دی ماه 1405 که به سرعت با دخالت و توطئههای سودجویان سیاسی داخلی و خارجی در کشتاری بزرگ خاموش شد تا بار دیگر باز شاید امروز یا فردا برپا شود؛ تا حمله و جنگ غیر قانونی دو دولت جنایتکار اسرائیل و آمریکا به ایران که با کشتار بیسابقه و کاملا تعمدی صدها کودک بیگناه در جنوب و قتل سران سیاسی و نظامی کشور در یک حمله ناگهانی در پایتخت و سپس بمباران سیستماتیک نه فقط اهداف سیاسی و نظامی بلکه بسیاری از زیرساختارها و بافتهای مدنی و غیرنظامی کشور (از بیمارستانها تا مدارس و موسسات علمی و آموزشی و پژوهشی) ادامه یافت. این جنگ امروز به نقطهای از بنبست رسیده است. زیرا دو عاملی آغازگر آن آمریکا و اسرائیل اهداف مشابهی را دنبال نمیکنند. اسرائیل و دقیقتر بگوییم حکومت راست افراطی ِ ناتانیاهو که توانسته است اکثریت ساکنان این کشور را به دنبال خود بکشد، با روشهایی به شدت غیرانسانی و بیرحمانه پس از سوریه و عراق و افعانستان و سودان و لیبی و غزه و لبنان، همزمان به سراغ ایران آمد تا شاید فردا همین حرکات را در ترکیه نیز ادامه دهد و به خیال خود به فرایند هولناکی به نام «اسرائیل بزرگ» برسد که تنها راه رسیدن به آن تخریب گسترده و سراسری تمام کشورهای خاور میانه است. هدفی بدون کمترین تردیدی ناممکن، اما هدفی که تا کنون میلیونها نفر را به کشتن داده و از این پس تا زمانی که که این تبهکاران فاشیست از میان بروند، به همین حرکت ادامه خواهد داد. هدف اسرائیل در ایران که آن را به ویژه از طریق نفوذیهای خود در ردههای تصمیمگیری قدرت در ایران و طریق لابی قدرتمند خود در میان سیاستمداران فاسد آمریکا دنبال میکند روشن است: تخریب حداکثری ایران، تجزیه، جنگ داخلی، ناتوانی حداکثری دولت مرکزی، تخریب یا غیرکارا کردن اقتصاد، آموزش، جامعه مدنی و تعاملات مدنی تا نهایت ممکن در ایران به صورتی که کمترین توانی تا دستکم پنجاه سال برای کشور ما باقی نماند که مانع سیاست «اسرائیل بزرگ» شود. و سپس تداوم سیاست «پاکسازی و آپارتاید نژادی» در اسرائیل و فلسطین اشغالی در همان حال که به سراغ ترکیه و پاکستان و تخریب این دو قدرت دیگر در منطقه خواهند رفت. در این میان هر اندازه جنگ و شورش ها و حتی انقلاب و براندازی در ایران شدیدتر و خشونت بارتر باشد، و حتی اگر این وقایع منجر به تخریب گسترده اقتصاد و جوامع خاور میانه و بحران اقتصادی بزرگی در جهان شود، در هر حال پیروزی با اسرائیل و پروژه راست افراطی این کشور در مسیر در نهایت ناممکن اما خطرناکش خواهد بود.
May 27, 2026 20 1