نمیتوانست بخوابد، هر ساعت و هر دقیقهاش برای او مثل هم بودند. نور چشمهایش را اذیت میکرد، پاهایش درد میکردند و حس عذابآوری در قلبش داشت. آن شبها که به هزار زحمت خودش را خواب میکرد، بدترین لحظه، بیهیچ تردید، لحظهی بیدار شدنش بود.
10August 1, 2026 2.2K 17