زمانی فرا میرسد که هرچه کردهای، هرچه نوشتهای، همهی کارها و اعمالت کمی به نظرت تکراری میرسد. انگار محکوم به آن هستی که تا ابد آنها را تکرار کنی. کسی که آینده را فاقد هر چیز تازه ببیند کاملاً خود را در زندان احساس میکند. تعریف زندان همین است. مگر نیست؟ وقتی چیز تازه ممکن نباشد.