پهلوی دستور دادند فوراً به وزارت جنگ رفته و در جلسه شورایعالی جنگ شرکت نماییم. مخصوصاً تاکید نمودند برویم و مطالعه کنیم آیا قادر به ادامه جنگ میباشیم یا نه؟ باتفاق نخستوزیر، راه وزارت جنگ را پیش گرفتم. در سالن وزارت جنگ گوش تا گوش امراء ارتش نشسته بودند، صحبت شروع شد؛ وزراء گفتند ما هیچ اطلاعی از امور جنگی نداریم، اگر آقایان امراء تشخیص بدهند که ادامهٔ جنگ ممکن و میسر است ما وزراء کابینه از این تصمیم پشتیبانی خواهیم کرد. اغلب امرای ارتش با غرور عجیبی اظهار عقیده میکردند که قادر به جنگ خواهیم بود و جنگ خواهیم کرد. موضوع داشت به مرحله نهایی میرسید یعنی تصمیم این میشد که نیروهای ایران خواهند توانست با نیروهای مجهز شوروی و انگلیس مقابله نمایند که ناگهان سرتیپ رزمآرا و سرتیپ عبدالله هدایت گفتند: «خیر! ارتش ایران قادر به ادامه جنگ نیست، چون قوه تحرک ندارد و برای نقلوانتقال سربازان وسائل موتوری لازم است، در صورتی که پادگانهای ما در استانهای شمالی و جنوبی فاقد این وسائل بوده و مهمتر از همه خواربار بقدر پنج روز در انبارها موجود نیست.» بیانات سرتیپ رزمآرا و سرتیپ هدایت، محیط مذاکره را دگرگون نمود. همه به فکر فرو رفتند. امرایی که لحظهای قبل با حرارت میگفتند قادر به ادامه جنگ میباشیم در سکوت محض رفته بودند.
از خاطرات دکتر محمد سجادی وزیر راه وقت در جریان شرکت در شورای عالی دفاع کشور در روز پنجم شهریور ۱۳۲۰
#محمد_سجادی
