یه روز پیامبر همراه اصحابشون دعوت میشن خونه‌ی یکنفر در مدینه . موقع… — - هیوا ؛ - — TG.ME

- هیوا ؛ -‌ چطور میتونی دووم بیاری؟ چطور میتونی از خدا و حکمتش عصبانی نباشی؟ چجوری ازش گله نمیکنی و شکر میکنی؟ چرا همه مشکلات باید فقط واسه ما باشه؟ چرا خدا جلوشونو نگرفت؟ چرا خدا بهمون رحم نکرد؟ چرا بعضیا همه چی زندگیشون عالی پیش میره ولی سهم بعضیا مریضی و داغ و جدایی…
یه روز پیامبر همراه اصحابشون دعوت میشن خونه‌ی یکنفر در مدینه .
موقع ناهار می‌بینن که پرنده‌ای روی دیوار اون خونه تخم گذاشته و در همین حین یکی از تخم های پرنده سرازیر میشه پایین ، یکنفر از اصحاب میگه که الان اون تخم میوفته پایین و میشکنه !
صاحب‌خونه میگه که نگران نباشید من مدت‌هاست که توی خونم مشکلی پیش نیومده .
پیامبر بدون خوردن ناهار از اون خونه خارج میشن و میگن منزلی که بلا نبیند خدا به اون نظری نمیکنه !
❤210💔40
September 6, 2026 4.3K 106