این تکستی که مشاهده می‌کنین سر ظهر برای من اومد؛ منم شوخی شوخی… — Anna’s Critical Mind — TG.ME

این تکستی که مشاهده می‌کنین سر ظهر برای من اومد؛ منم شوخی شوخی فرستادم برای دوستم، اونم عشق سوشی گفت بدم نیستا با دو نفر دیگه بریم. ما هم دوستامون رو جمع کردیم با ذوق که شام بریم. بالا که تعریف کردم اولش چجوری شروع شد. به عنوان کسی‌ که یه زمانی هر چند کوتاه با مشتری سر و کار داشتم تا یجایی یسری چیزارو درک میکنم، ولی دیگه یه حدی داره هرچیزی. خسته‌ای؟ مشتری رفته رو مخت؟ شلوغه؟ اوکی دلیل نمیشه با بقیه عین سگ رفتار کنی عزیز. Welcome درست حسابی که نداشتن. رفتیم گفتن بشینین میز ۱۳، نشونم ندادن کدوم میز‌. نشستیم اصلا انگار نه انگار آدم جدید اومده یه منویی سلامی چیزی. سفارشم که گرفتن گفتن طول میکشه. که ما داشتیم فکر میکردیم هرچقدر شلوغ باشه واقعا فکر نکنم اون غذا انقدر زمان نیاز داشته باشه ولی باز گفتیم اوکی.

همینجا راجب تهویه و هوای فضای رستوران هم براتون بگم که انقدر گرم بود و فضا سنگین بود نفس نمیشد کشید و تکون می‌خوردی عرق می‌کردی. درحدی که فکر کنم کولر نداشتن اصلا فازشون چیه نمیدونم. آهنگ‌هاییم که میذاشتن هیچ ربطی به حس و حال اونجا نداشت مثلا با خوشحالی رفتی غذا ژاپنی بخوری ولی افسردگی میگرفتی.

این پک سیگنیچر یک پیش غذا، دوتا غذای اصلی، چهل تیکه سوشی و یک دسر بود، به تعدادم آب سفارش دادیم. دیگه گفتم غذارو که قرار نیست حالا حالاها بیارن حداقل آبارو میارن. نیاوردن. فقط بشقاب و چا‌پ‌استیک و سس سویا آوردن؛ که ما از گشنگی داشتیم سس خالی میخوردیم.
سفارش هرکیم بعد ما‌ اومده بود حاضر میشد تند تند. یعنی سه تا میز boat سفارش دادن در ثانیه حاضر شد ولی سفارش ما نه. دیگه یک ساعت و نیم که گذشت قاطی کرده بودیم. آخر گفتیم خانم بیشتر از یک ساعت گذشتا نمیارین غذای مارو؟ گفت ده دقیقه دیگه حاضر میشه. گفتم میشه حداقل آب بیارین گفت بله بله الان.
رفت که رفت. یک ربع بیست دقیقه‌ای گذشت دوباره صداش کردیم گفتیم بیست دقیقه پیش گفتین ده دقیقه دیگه غذامون حاضر چی شد، گفت غذاتون حاضر الان میارن براتون، گفتم آب گفتین الان میارم نیاوردین. «همه چیمون تموم شده بود بچه‌ها الان رفتن خریدن». ملت رو گشنه و تشنه گذاشته بودن چون آب نتونستن برن از سوپر چسبیده به رستوران بخرن. می‌خواستم بهش بگم میگفتی ندارین خودم میرفتم میخریدم ارزون‌ترم بود.

بالاخره این غذا اومد. ولی سه تا از پنج تا آیتم. دیگه انقدر گشنه بودیم شروع‌ کردیم‌ خوردن، وسطش اومدن که از غذا راضی هستین سوشی‌ها خوبن؟ ما هم نگاه کردیم طرفو‌ فقط 🫩 با دستگاه پز اومده بود، که صندوق و میخوایم ببندیم جسارتا الان کارت بکشین. باید میگفتم با این زجری که به‌ ما دادین اصلا چجوری روتون میشه پول بگیرین. ولی خب.

بعد به آقای ویتر میگیم یه چندتا آیتم دیگه هم تو این‌ پکیج بود ولی برای ما‌ نیاوردن. «پیش غذا و غذای اصلی و دسر دیگه» دقیقا و پیش غذا و دسر کو دوست عزیز. اصلا خبر‌ نداشت چی اومده چی رفته چی نیست، نه منیجری نه سوپروایزری. فقط همه الکی راه میرفتن. جان مادرتون ویتر/ویترس استخدام‌ می‌کنین یه training ‌یک روزه بزارین حداقل. من رو از پشت بار به زور میبردن بالا سالن وایسم آب رو میز‌ یکی تموم میشد لازم نبود سر برگردون پر می‌کردم. چتونه کارتونو درست انجام بدین دیگه. نمیتونین شلوغی هندل کنین تخفیف نزارین بخدا آه همه میگیره شمارو. فقطم ما ناراضی نبودیما چندتا میز دیگه هم عین‌ ما می‌خواستن جر بدن همه رو.

ما‌ که غذای اصلیمون تموم شد پیش غذارو آوردن تازه. بعد از اینکه دوباره راجب دسر بهشون یادآوری کردیم اومدن اعلام کردن که دسر یک ربع پیش تموم شده. می‌خواین براتون یه پیش غذا پک کنیم ببرین با خودتون یا فردا براتون دسر رو ارسال کنیم 😭 بچه‌ها دسر موچی بود 😭✋🏼 واقعا قیافه‌م دیدنی بود جاتون خالی. گفتم پک کن خانم ما بریم فقط. حتی اونم طول دادن اصلا باورم نمیشد دیگه. آخر سرم نه خداحافظی کردن نه یک معذرت خواهی. نمیدونم چجوری تمام استف یک مکان می‌تونن انقدر حق به جانب باشن ولی بودن دیگه.

در کل رفتار بسیار عالی که باهامون شد از اول تا آخر خیلی عذر می‌خوام رید به کل غذا. سوشیا رو هم رفته خوب بودن هم حجم و هم طعمشون. برنج و میگو هم اولش عجیب بود ولی بعد که به طعمش عادت کردم خوشمزه بود. too simple البته. با بقیه آیتما زیاد حال نکردم، نودلش به دل من ننشست ولی یکی از بچه‌ها دوست داشت. گوشتش زیادی درشت و سفت بود. پیش غذام که مرغ سوخاری با سیب‌زمینی بود حرفی ندارم. دسرم که ندادن بهمون اسپرینگ رول پک کردن دادیم یکی برد خونه.

حرف آخر اینکه این پکیج با این تخفیف قابل تحمل بود ولی این آیتما با قیمت اصلیش واقعا نمی‌ارزه پول دور ریختن. اصلا تقصیر ما که گول اینارو می‌خوریم.
همه اینارو گفتم که بگم نرین دیگه اینجا جان من. به هرکیم میشناسین بگین نره. از گشنگی و حرص سردرد گرفتم.

و اینگونه ما ساعت ۱۲ شب شام سوشی خوردیم.
❤8
August 18, 2026 108 4 1