متن و ترجمه داستان - بچه گربه گم شده
Mia saw a small kitten in the garden.
The kitten was white and cute.
Mia picked it up gently.
"Don't worry," she said.
Mia made a soft bed for it.
It followed Mia everywhere.
Now the kitten had a new home.
میا یک بچهگربهی کوچک را در باغ دید.
بچهگربه سفید و دوستداشتنی بود.
میا آن را با ملایمت بغل کرد.
او گفت: «نگران نباش.»
میا برایش یک جای خواب نرم درست کرد.
بچهگربه همهجا دنبال میا میرفت.
حالا بچهگربه یک خانهی جدید داشت.
این داستان چطور بود؟ خوشت اومد حمایت یادت نره 🥹⚘️
•°•°•°• ❄️ @drmonirehmodami ❄️ •°•°•°•
August 23, 2026 131 4