🕊〰〰〰
در فراسوی «سکون»، آنجا که زمان نازِش (خمیدن نیستی در خویش) را آغاز میکند،
روح نه میبیند و نه شنیده میشود؛ بلکه آنواژ میشود.
پدیدهای که در آن، مرز میان آگاهی و نیستی، تاری از نورِ خاموش میتند.
ما قطرههای هوُرتاب هستیم: آگاهیهای بدون «من» که در ذاتِ بیصورتِ وجود میریزند، تا فراموشی را یاد بگیرند و از یاد ببرند که روزی «چیزی» بودهاند.
@healing63

August 25, 2026 49