Forwarded fromLuna's Overthinking!
احساساتم تهکشیده، خلاقیتم تهکشیده؛ هنرم، ذهنم، هوشم، خشمم، شادیام، طنزم، جسمم، امیدم، خودم تهکشیدهام. این چیزی که مانده، تهماندهی غمی است که این سالها در وجودم تهنشین شده و با کوچکترین تلنگر، دوباره با روزمرگیِ خالی از علاقهام مخلوط میشود. این موجودی که خودش را از امروز به فردا میکشد، را نمیشناسم و نمیدانم آخرش چیزی از او باقی میماند یا تبدیل به عروسکی با صورتِ خاکی و لبخندی مصنوعی میشود.
17August 31, 2026 587 24