بانی اشکِ بیشمار منی
داغ پنهان و آشکار منی
این فراق تو بود ، پیرم کرد
نور امید چشم تار منی
جان من را به لب رسانده غمت
شاهد حال احتضار منی
روز من بی تو روضهی محض است
مرثیههای روزگار منی
پای هجران تو بلا دیدم
مرهم زخم ناگوار منی
بین سجّادهام پُر از یاس است
خوشترین عطر ماندگار منی
با تو گفتم ، نگفتههایم را
حسّم این است در کنار منی
لحظهی دیدن تو شیرین است
طعمِ دلچسب انتظار منی
هیچکس جز تو را نمی خواهم
در دو عالم فقط تو یار منی
نوکریکردنِ تو فخر من است
شاهِ موعود! افتخار منی
رزقِ لایَحتَسِب به من دادی
برکت دخل کسب و کار منی
پادویی تو سربلندم کرد
به اباالفضل اعتبار منی
غرق دلتنگی ام ، بغل وا کن
خواهش قلب بی قرار منی
با تو شبگردیِ نجف عشق است
با تو که صاحباختیار منی
اربعین با تو همقدم بودم
حتم دارم که همقطار منی!
آه ! برگشتن از وطن سخت است
کربلا ! کربلا ! دیار منی
شهرِ آن پادشاه لبتشنه
کُشتهی سنگ ، نیزه و دشنه
زخمهای تنش نمایان شد
آبرومند دهر عریان شد
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#بردیا_محمدی
@hadithashk
1September 3, 2026 592 28