مست از سبوی چشم تو انگور ناب هم مخمور باده های تو حتی شراب هم گر پرده… — حدیث اشک — TG.ME

مست از سبوی چشم تو انگور ناب هم
مخمور باده های تو حتی شراب هم

گر پرده از رخت بکشی کم بیاورد
از نور روی ماه شما آفتاب هم

از عطر زلف شب شکنت مست می‌شوند
اسپند و عود و عنبر و مشک و گلاب هم

بر سرخی لبان شما غبطه می‌خورد
حتی عقیق سرخ یمن در رکاب هم

جبریل و جن و انس و ملک عبد درگهت
این را شنیده‌ام ز لب بوتراب هم

هر صبح خود به نام تو آغاز می‌کنم
حتی اگر که نشنوم از تو جواب هم

من تا همیشه نام تورا جار می‌زنم
می‌خوانمت به عرصه‌ی صبح حساب هم

دم می‌زنم فقط ز تو و خاندان تو
حتی اگر شود ز غمت دل کباب هم

آقا مرا به جان بتولت محل بزار
تلخ است کام من، تو به کامم عسل بزار

مقصود عشق، حب نبی در غزل بوَد
صل علی محمد و آلش عسل بوَد

در پیچ میم اسم تو عشاق مانده‌اند
الکن ز وصف نام تو شیخ اجل بود

شمس و قمر ز نور رخت گشته منجلی
یک انشعاب خال لب تو زُهَل بود

امضای حب ناب نبی در ید علی‌ست
پس بی علی، حب نبی بی محل بود

خیر و العمل صراط و توو راه حیدر است
عالِم بدون حب علی بی عمل بود

آن زاهد زمانه و آن شیخ راه هم
بی عشق مرتضی به خدا که دغل بود

آن کس که مِهر پاک علی در دلش نرفت
در بحث پاک زادگیِ او خِلَل بود

محشر اگر که کار به دست پیمبر است
این مرتضی علی‌ست که میزان محشر است

#حضرت_رسول_اکرم_ص
#حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#محمد_قانع
@hadithashk
❤1
August 30, 2026 591 12