معنی فارسی شعر من فردایی‌ام که هرگز نیامد، گم‌شده در جنگ‌هایی بی‌نام… — hAdesprod — TG.ME

معنی فارسی شعر من فردایی‌ام که هرگز نیامد، گم‌شده در جنگ‌هایی بی‌نام و بی‌نشان. در قلب سیاه سرزمینی سوزان هیچ دستی دراز نشد، هیچ یاری نبود. سرها با شرم در خیابان‌های شهر می‌غلتند، اما هیچ مرهمی شعله‌ام را آرام نکرد. من طوفانی‌ام که در شب قدم می‌زند، یخ‌زده‌ام، اما قلبم هنوز می‌جنگد. در کشتارگاه زندگی، سرنوشتم را می‌کشم، تنِ دوخته‌شده‌ام بار مرگ را به دوش می‌کشد. چشمانم لخته‌های آتشین خون می‌بارند، میان مردگان متحرک، سرم را گم کرده‌ام. آشفته در باران خون‌آلود سرگردانم، غرق در دردی بی‌پایان. دیگر هیچ شکوهی در این ویرانی پهناور نمانده، هیچ پادشاهی نیست، فقط ارواحی که دروغ گفتند. هزاران نفر در خوابی خاموش فرو افتادند، در حالی که عدالت سرش را بسیار پایین گرفت. ادعایی بر قلب من باوری که همیشه در زمان خرد شد، مرگی بی‌جرم و بی‌نام. حتی در قبرم هم آرامشی نیست— من فرستاده جهنمم و پایان خط.

October 2, 2025 1.1K 2 18