🍁 @hosen_panahy
باغ همسایه اگر کم آب است
با وضو خواهم رفت
در نماز طلب بارش باران
من و همسایه پر از خاطرهی مشترکیم
رنگ چتر آبی،مسجد آبادی،کوچههای باغی
ساعتِ نوبت آب وعدههای ما ؛
همه با وقت انار است
لهجهی مذهبمان ، خوشبوییست
مرز بین ما ؛ تنها ،
یک ردیف گل سرخ است
بوتهها رشتهی پیوند به هم بافتهاند
یاس همسایه سرش
روی دستان درخت بهِ ماست
باغ همسایه اگر خشک شود
بهِ ما خوشبو نیست
توتِ ما شیرین نیست
عصرها در خنکِ شاهنشین تهِ باغ
هیچ کس با دل من چای نخواهد نوشید




