بچه گرگی با مادر خود از راهی می‌گذشتند، بزی در بالای صخرۂ بلند و نوک… — گزینگ — TG.ME

💐💐💐💐💐💐💐💐

🔴 بچه گرگی با مادر خود از راهی می‌گذشتند، بزی در بالای صخرۂ بلند و نوک تیزی ایستاده بود و بر سر گرگ آب دهان می‌انداخت. گرگ مادر اهمیتی نداد و ردّ شد.
🔸 فرزند گرگ ناراحت شد و گفت : مادر ! برای من سنگین است که بزی برای ما آب دهان بیندازد و تو سکوت کنی.
🔸 گرگ مادر گفت : فرزندم، به دقت نگاه کن، ببین کجا ایستاده و آب دهان می‌اندازد !؟ اگر او نمی‌ترسید این کار را از روی آن صخرۂ بلند و نوک تیز نمی‌کرد، چون مطمئن است من نمی‌توانم آنجا بایستم و او را بگیرم. پس به دل نگیر، چراکه این بز نیست که بر ما آب دهان می‌اندازد، بلکه جایی که ایستاده است را ببین که بر ما تف می‌کند.

👈شاید عده ای بواسطه *جایگاه، موقعیت و شرایط ویژه ای* که دارند، چند صباحی قدرت تسلط و زورگویی به سایرین را داشته باشند و بقیه نیز از *ترس و ناچاری* احترامشان کنند ولی در اصل اگر آن جایگاه را از ایشان بگیرند، بزدلی بیش نیستند و جرأت کوچکترین عرض اندامی ندارند.

*مبغوض‌ترین بنده نزد خداوند کسی است که برای در امان ماندن از شرّ او، به دروغ و تظاهر، تکریم و احترامش کنند.*

https://t.me/gzeng
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید... 

🟥 کانال گزینگ ⬅️ @Gzeng
❤2
September 7, 2026 377 3