تو تاریکی کوچه ایستاده بودم خیره به اون نقطه دور، اشک‌هام سرازیر شد… — نور — TG.ME

تو تاریکی کوچه ایستاده بودم خیره به اون نقطه دور، اشک‌هام سرازیر شد به یاد بابایی و تو رویا‌های اگه زنده بود چقدر خوشحال میشد چیا بهم میگفت چیکار‌ها میکرد و میتونست بزرگ شدن دختر کوچولوشو ببینه پرسه زدم‌. حفره‌ی نبودن عزیزترین‌هام رو هیچی نمیتونه پر کنه تو هر خوشحالی بزرگ بیشتر نبودشون کنارم به چشم میاد.
🕊11
July 9, 2026 195 1