انسانها به خودشان نگاه میکنند و حجم بزرگی از حقارت را میبینند؛ سپس حقارتهایشان را در پستویِ تاریکِ وجودِ دیگری میریزند، تا شاید برای لحظهای از دیدنِ خودشان فرار کنند. آنها ضعفهای خود را در دیگری جستوجو میکنند، زخمهایشان را به او نسبت میدهند و تصویری میسازند که تحملِ نگاه کردن به آن برای خودشان آسانتر باشد. شاید آدمی بیش از آنکه از دیگری متنفر باشد، از بخشهایی از خودش بیزار است؛ بخشهایی که جرئت مواجهه با آنها را ندارد. و گاهی، دیگری فقط آینهایست که انسان ترجیح میدهد آن را بشکند، تا مجبور نباشد تصویر خودش را ببیند.