چنان تراشنده ای آلن که بدن آهنین من ، در کنار تو پر از بُراده بُراده… — Gray writer — TG.ME

چنان تراشنده ای آلن
که بدن آهنین من ، در کنار تو
پر از بُراده بُراده های خاکین شده است


و من دلم میخواهَد از جنس خود به تغیر بیایم
عطر بویی تازه بگیرم
تا ساده تر در دست های تو به رقص وادار شوم

دلم میخواهَد تا روی زانو ، از هر خدایی در هر کجای جهان
تمنا و تقلا کنم که این مرد ساخته از آهن را
چنان زنی که دم خور تو باشد چوبی و انعطاف پذیر تر کند ...

و در پیش خودم ، از این رویا های شوم
جوری به تهوع می آیم
که نمیشود درک کرد

چرا عشق کاری می‌کند که ...
این چنین از خودم ، در اندیشه ی تنفر باشم ؟

که تو تراشنده ای آلن
حتی تراشنده ی آهن
و من به هر قیمتی که بود
دلم میخواست ، تراشیده شده
توسط تو باشم
September 3, 2026 14