این عکسها لحظاتی از هفتهای که گذشت بودن. شاید در ظاهر چند تا عکس ساده باشن، اما برای من کلی حس خوب و خاطره و نمادی از آزادی و قشنگی هستن.
دود غلیظ، ترافیک وحشتناک، خشکی پوست و ترک برداشتن لبام در حدی که نمیتونستم لبخند بزنم، آب بدمزه که ترجیح دادم آب معدنی بخورم جای آب شهری و البته بعد از دو سه روز طعمش برام عادی شد، گرمای زیاد و طاقتفرسا، تصادفی که کردیم و برگشتمون رو دو روز عقب انداخت، و از همه مهمتر این که نتونستم با دوستام هماهنگ بشم و ببینمشون...
اینها تنها چیزایی بودن که توی این پنج/شش روز اذیتم کردن تو تهران. البته که فکر میکنم بعضی از این اذیتها به خاطر این بود که تقریبا اولین بارم بود توی تابستون میاومدم، نه مثل همیشه تو زمستون یا بهار!
اما تهران زیبا و قشنگِ بچگیهام هنوزم برام زیبا و قشنگه. تک تک جزئیات و قشنگیهاش رو دوست دارم و همچنان میتونه جزو گزینههام برای زندگی باشه. تا دیداری دوباره و برای اهداف بهتر و زیباتر، بدرود تهران💘
3
1September 4, 2026 48