وقتی هیجان دارم، خوابم نمیبره. به این دلیل علمی که وقتی هیجان داری، دستگاه عصبی سمپاتیک، باعث گشاد شدن مردمک چشمها میشن؛ و همین میشه که خوابت نمیبره. هر دفعه این احساس رو دارم، میخوام جلوش رو بگیرم، برای اینکه میدونم فردا کارهای زیادی برای انجام دادن هست. این بار کاری به کارش ندارم. این شور و هیجان رو دوست دارم. تنها چیزی که هست اینه که بلند بشم، کار کنم و ادامه بدم. دلم میخواد زمان کش بیاد، درست مثل وقتهایی که سر کلاس استاد مورد علاقهام هستم. انگار احساس تعلق میکنم. به جایی که هستم، درست در نقطهای که ایستادم. تشنه میشم، خشک میشم، میافتم، اما دوباره سیراب میشم. میرم سراغ رمان، نشد میرم سراغ شعر، اون هم نشد، داستان کوتاه. چیزی که دلخواه و در همین حال فراوون هست، جا برای ایستادن، تماشا کردن، و در نهایت زندگی کردنه.
3September 8, 2026 96