احتمالا هر روزی که تازه می‌شه باید همین باشه. بودن، تمام چیزی که هست… — شاعر قرن بیست و یکم — TG.ME

احتمالا هر روزی که تازه می‌شه باید همین باشه. بودن، تمام چیزی که هست بودنه. یک همراهی تازه است. از تو دعوت می‌کنند یا تو دعوت می‌شی. اتاق رو طی می‌کنی. خودت رو برای برای دوباره بودن مهیا می‌کنی. برای کنار هم بودن. هر روز صبح وقتی کرکره‌ مغازه رو می‌کشی. هر روز صبح نون گرم می‌کنی. ‌برای زمین کشاورزی چاه می‌کنی. نون رو در کوره میذاری. پرده‌ها رو برای آفتاب کنار می‌کشی. کتابی که دیروز خونده بودی رو دوباره باز میکنی. مثل دیگران که قبل از ما می‌کردند. روی نمیکت می‌نشینی. چیزی که می‌بینی همینه، رسیدن به دوستی که بودنت رو بیشتر احساس بکنی. این بودن خارق‌العاده‌ است. بودن به من نشون می‌ده که هستم، مثل همه ما. همه امید ما، برای بودنه. فرسوده می‌شی، بیست سال، سی سال کار می‌کنی و از پس اجاره خونه‌ات برنمیای، از پس زندگی‌ طاقت فرسا که همه‌اش دویدن و نرسیدنه. دست و دلت به ‌هیچ‌کار نمی‌ره، برای این‌که هم بی‌پولی هم بی‌کار. فکر می‌کنی دیگه باید تمامش کنی. اما فردا دوباره کرکره مغازه رو بالا می‌کشی، نون گرم می‌کنی، رانندگی می‌کنی و زندگی رو همراهی می‌کنی. خودت رو برای یک بودن دیگه مهیا می‌کنی. برای خودت آواز مقاومت می‌خونی. باید برای همه عمرت آواز مقاومت بخونی.
🍓2
September 5, 2026 88