کتاب " Lover " رو تموم کردم؛ راستش خوندنش برام آسون نبود و خیلی جاها مجبور شدم مکث کنم و برگردم، خیلی جاها نگاه دختر به زندگی رو میفهمیدم؛ تنهاییهاش، حس گیر افتادنش، میلش به آزاد بودن و حتی بعضی از تناقضهاش. فکر کنم چیزی که بیشتر از داستان توی ذهنم موند، خودِ نگاهش بود؛ اینکه چطور از اتفاقهایی که براش افتاده حرف میزد، انگار همزمان هم ازشون فاصله داشت و هم هنوز توی اون لحظهها زندگی میکرد. حس میکنم یه تکه ازش همیشه باهام میمونه. یه کتاب عجیب، تلخ، زیبا و گاهی واقعاً گیجکننده بود ولی دوستش داشتم ๋࣭ ⭑
August 27, 2026 442 2