شاعر ادریس غم باز: post #321 — TG.ME

به قدری ساکتم حالا؛
که انگاری؛
درونم حکم؛ آتش‌ بس،
و حالِ چشم‌هایم خوب و آرام است.
به قدری ساکتم انگار؛
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارند شعر می‌گویند..
ببین من ساکتم، این بغض و این آشوب، از من نیست...
دلم تنگ است؟ اصلا نیست
کسی را دوست می‌دارم؟ نمی‌دارم
رها، آرام و معمولی؛ شبیه کلّ آدم‌ها
میان موج‌ها چون قایقی؛ بی سرنشینم، بی سرانجامم
نه فکری در سرم دارم،
نه عشقی در دلم،
آرامِ آرامم...
👏2❤1
July 21, 2026 318