زمستون بود، رفتم دانشگاه الزهرا. مأمور حراست دید پیراهن پشمی بلند پوشیدم، تا مچ پا، با ساپورت پشمی.
برگشت گفت: «کفش بپوش!»
یه لحظه به خودم شک کردم، نکنه با جوراب اومدم و کفش یادم رفته باشه!
بعد گفت: «چکمه و بوت ممنوعه. جورابشلواری هم نپوش. برو یه روز دیگه بیا، امروز راهت نمیدیم.»
میگفت داخل محوطه همدانشگاهیها ازت عکس میگیرن، میدن به حراست، برات پرونده تشکیل میشه.
با خودم فکر کردم: اینا نمیدونن ما میریم دانشگاه، کلاس داریم، روز و ساعت مشخص. یه روز دیگه بیاییم که کارمون راه نمیافته!
اصلاً اینا نمیدونن دانشگاه برای چیه...
حالا هم که گرمای هواست، بازم نمیدونیم چی بپوشیم. با شلوار گشاد و پیراهن بلند گشاد رفتیم،
حراست اومده تو صف سلف شکار، میگه: «دامنشلواری برای مهمونیه! شلوار بپوش!»
خب مگه هدف حجاب و پوشش نیست؟ شلوار که میچسبه، بیشتر نما داره...
#روایت
4
2June 2, 2025 349 2


