#مجموعه_کانالهای_مدح_و_مرثیه
#شریفه_بنت الحسن
سلام بانوی حلّه، سلام دختر عترت
سلام نور دل مجتبی و کوثر عصمت
شریفه بنت شرافت کریمه بنت کرامت
طهوره،طاهره،طوبی،تقیّه،طیّبه طینت
طبیبهٔ تن وجانی، حبیبهٔ همگانی
غریبهای به جهانی، نجیبهای به حقیقت
سلام بر تو و بر خاندان پاک تو بادا
درود برتو و امّ و اَب و برادر و جَدّت
چه بیکران که گرفتند از توحاجت خود را
چه بیشمارکه بیمار،از تو یافته صحّت
اگرچه سنّشریف تو بوده یازده امّا
به منصب تو بزرگان بَرند غبطه وحسرت
فدایلطفعَمیمت،شرفسراست حریمت
گدایِ دست کریمت، بزرگ وکوچکِ ملّت
همیشه شاملما، بوده لطف عام تو امّا
عنایتی کن و بنما نگاه خاص به هيئت
من اَرچه لایق دوزخ،تویی شفیعهٔ محشر
مگر به یُمن توگیرم برات روضهٔ جنّت
تو یادگار رسولی تو افتخار بتولی
تویی عصارهٔ قرآن،تویی تجسّم عفّت
اگرچه بنت حسن، یاس باغ بیت حسینی
تو را کنار سکینه بپرورانده عمویت
تویی نشان شریعت،تویی چراغ طریقت
تویی فدای حقیقت، تویی نماد فضیلت
تویی سلیل رسالت تویی فدای ولایت
تویی فروغ امامت،تویی نتیجهٔ بعثت
اگرکه زینت بیت علی است زینب کبری
به خاندان حسن هم تویی شرافت و زینت
زیارت توسعادت، توسّلِ به تو عزّت
گدایی از تو شرافت، زهی از این همه ثروت
چه سخت بود برایت،که بعد داغ عزیزان
زدند بانگ رحیل و نمود راحله رحلت
به روی خارمغیلان، دویدهای به بیابان
به روی ناقهٔ عریان، نشستهای ز خصومت
شکنجه، رنج اسارت،یتیمیوغم یاران
تو را دچار غم و غصه کرده است به شدّت!
به روی ناقه نشستی که خاطرات گذشته
مرورخاطر آزردهٔ تو گشت به رِقّت
روایت است که افتادهای ز ناقه شبانه
به زیر گام سواران شدی شهیده به ظلمت
چنان برادر خود قاسم و مثال عمویت
نموده مَرکب اعدا به روی جسم تو حرکت
چنین جنایت وظلمی ز پیش سابقه دارد
فتاد فاطمه هم زیر دست پا گه حُرقت
تو دستوپا زدهای زیر دست پای شترها
صدای نالهٔ یا عمّتا رسید به زحمت
نهیب زد به هوای غم تو زینب مضطر
به ساربان که نگهدار ای بدون حمیّت
برون کشید تن زخمیات ز بین شترها
ولی دریغ که جانت به عرش کرد عزیمت
اگرچه قصهٔ کوفه ز غصه کرد تو را پیر
اگرچه واقعهٔ طف،تو را شکست ز دِهشت
چه خوب شدکه ندیدی دگرتوشام بلارا
چه خوب شدنچشیدی شَرنگ جام مذمّت
#علیاصغر_مؤمننیا
