مجموعه_کانالهای_مدح_و_مرثیه #حضرت_رقیه_س #مقتل 💔سخن گفتن با رأس مطهر… — 🟪🟪 مدح و مرثیه 🟪🟪 — TG.ME

#مجموعه_کانالهای_مدح_و_مرثیه
#حضرت_رقیه_س
#مقتل


💔سخن گفتن با رأس مطهر بالای نیزه در شام

هنگامی‌که اهل‌بیت امام حسین -علیه‌السلام- را به سوی شام رهسپار کردند، به دستور یزید، آنان را سه شبانه‌روز در بیرون دروازه شام نگه داشتند تا مردم شهر دمشق برای ورود اسرا، شهر را چراغانی کنند.
حارث شامی، که یکی از مأموران بود، می‌گوید: «شب اول که همه نگهبانان در خواب بودند، من بیدار بودم و وانمود کردم که خوابیده‌ام. دیدم دختری کوچک از اسیران کربلا برخاست، نگاهی به اطراف کرد و چون دید همه لشکر یزید بر اثر خستگی راه به خواب رفته‌اند، آهسته قدم برداشت. سر بریده امام حسین -علیه‌السلام- را بر شاخه درختی (و یا نیزه‌ای) آویخته بودند. آن دخترک چند بار با ترس و لرز به سوی سر آمد و بازگشت. سرانجام خود را به زیر درخت رسانید؛ به سر پدر نگاه می‌کرد و سخنانی می‌گفت و اشک می‌ریخت.
ناگهان دیدم شاخه درخت (یا نیزه) خم شد و سر امام حسین -علیه‌السلام- پایین آمد و روبه‌روی آن دخترک قرار گرفت. آن دختر که رقیه -سلام‌الله‌علیها- نام داشت، گفت:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَبَتاهُ، وامصيبتاهُ بعد فراقك، واغُربَتاهُ بَعدَ شَهَادَتِكَ»
(سلام بر تو ای پدر! وای از مصیبت پس از فراق تو، وای از غربت پس از شهادتت!)
ناگاه شنیدم سر امام حسین -علیه‌السلام- به آن کودک فرمود: «دخترم، سختی‌های اسارت و شکنجه‌های راه و مصیبت تو به پایان رسیده است. چند شب دیگر نزد ما خواهی آمد. در برابر رنج، صبر کن که پاداش و مقام شفاعت نصیبت خواهد شد.»



📚ریحانه کربلا، تحقیقی در تاریخ زندگی و بارگاه حضرت رقیه سلام الله علیها، مؤلف: شیخ عبدالحسین بندانی نیشابوری، انتشارات: طوبای محبت، صص۷۶-۷۷


#مجموعه_کانالهای_مدح_و_مرثیه
July 3, 2026 561 6