داستان کوتاهِ نیمه دوم مردادماه سلام همراهان گرامی 🌹✨ نه از عمقِ دالانهای تاریک، نه از پشتِ درهای چوبی؛ وحشت، اینبار از قلبِ یک آشپزخانهی روشن آغاز میشود. در داستان کوتاه «خواب هاروی»، استیون کینگ ما را به ضیافتِ یک صبح شنبهی معمولی میبرد. نوری ملایم بر میز آشپزخانه میتابد، بویِ نانِ تست و قهوه در فضا پیچیده و جنت پشت سینکِ ظرفشویی ایستاده. اما در میانِ این روزمرگیِ آشنا، سایهای سنگین چنبره زده است؛ هاروی، مردی که سه دهه شریکِ زندگی او بوده، از راه میرسد تا کابوسی را روایت کند؛ کابوسی که مثلِ چکیدنِ قطرهای آبِ یخ، گرمای امنِ آشپزخانه را به لرزه میاندازد. این داستان، تجربهای سینمایی از «تعلیق» است. اینجا خبری از هیولاهای افسارگسیخته نیست؛ بلکه وحشت در جزئیاتِ کوچک نهفته است: در لرزشِ یک دست،در تصویرِ یک عکسِ قدیمی، و در سکوتِ سنگینی که پس از تعریفِ کابوس، میان جنت و هاروی باقی میماند. 📕روایت این ماه: خواب هاروی ✍️نویسنده: استیون کینگ 🎙با صدای: آقای شمس وخانم فریماه پور کاوه 📆تاریخ پایان گفتوگو با همراهان: ۲۰ مردادماه لینک متن داستان لینک صوت داستان
13
1