خیالم را برایت فرستادهاند،
آنقدر که من فقط «آه… وای» گفتهام.
شبها نخوابیدهام،
برای تو لالایی خواندهام.
وقتی تو خواب بودی،
برای چشمهایم ستارهها را شمردهام.
هرکس به تو میگفت «ستاره»،
من به صورتت میگفتم «ماه».
بعد از تو، زندگی برای من اگر شیرین هم باشد،
بیارزش شده است.
از هر زیبایی یک گل چیدهام
و آن را سهمِ زیباییِ تو کردهام.
غروب شدنِ تو مثل خورشید،
برای من شبیه غروب ماه است
@FunSk


