اگر درست بگوییم چقدر میبریم؛ اگر اشتباه کنیم چقدر میبازیم؟
دو فرصت سرمایهگذاری را تصور کنید.
در سرمایهگذاری اول، اگر تحلیل شما درست باشد احتمالاً ۲۰ درصد سود میکنید؛ اما اگر اشتباه کرده باشید ممکن است ۴۰ درصد زیان کنید.
در سرمایهگذاری دوم، پتانسیل سود شاید ۳۰ درصد باشد، اما در سناریوی نامطلوب برآورد میکنید زیان احتمالی در محدوده ۱۰ درصد قابلکنترل باشد.
کدام جذابتر است؟
پاسخ فقط با نگاه کردن به عدد بازده مشخص نمیشود.
مدیر دارایی قبل از تصمیم، دو طرف ماجرا را کنار هم قرار میدهد:
Upside | ظرفیت بازده
و
Downside | ریسک زیان
اینجاست که مفهوم Asymmetric Risk/Reward یا عدم تقارن ریسک و بازده اهمیت پیدا میکند.
یک فرصت جذاب الزاماً سرمایهگذاریای نیست که بیشترین سود احتمالی را دارد.
گاهی جذابترین موقعیت جایی است که اگر تحلیل درست باشد، چیز زیادی برای بهدست آوردن داریم و اگر اشتباه باشد، زیان قابلکنترلتری متحمل میشویم.
فرض کنید سهمی بعد از رشد قابلتوجه، در قیمتی معامله میشود که تقریباً تمام سناریوهای مثبت در آن منعکس شده است.
اگر همهچیز عالی پیش برود، شاید هنوز ۱۵ درصد ظرفیت رشد داشته باشد.
اما اگر فقط یکی از مفروضات خوشبینانه محقق نشود، قیمت میتواند ۳۰ درصد اصلاح کند.
شرکت ممکن است همچنان شرکت خوبی باشد؛ اما نسبت ریسک به بازده دیگر لزوماً جذاب نیست.
حالا وضعیت دیگری را تصور کنید.
بازار نسبت به یک شرکت بسیار بدبین شده و بخش قابلتوجهی از اخبار منفی در قیمت منعکس شده است.
تحلیل شما نشان میدهد اگر شرایط فقط کمی بهتر از انتظارات بازار باشد، ظرفیت رشد قابلتوجهی وجود دارد؛ در حالی که بخش مهمی از سناریوی بدبینانه قبلاً در قیمت دیده شده است.
اینجا ممکن است با یک موقعیت نامتقارن روبهرو باشیم.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
عدم تقارن به معنی تضمین سود نیست.
ما هیچوقت دقیقاً نمیدانیم کف قیمت کجاست یا سناریوی بد تا چه اندازه میتواند بدتر شود.
موضوع، مقایسه سناریوها و احتمال وقوع آنهاست.
برای همین مدیر دارایی فقط یک «قیمت هدف» نمیسازد.
او میپرسد:
اگر همهچیز خوب پیش برود چه؟
اگر سناریوی پایه محقق شود چه؟
و اگر تحلیل من اشتباه باشد چه مقدار سرمایه در معرض زیان قرار میگیرد؟
این نگاه باعث میشود بعضی فرصتهای ظاهراً هیجانانگیز کنار گذاشته شوند.
سهمی که میتواند ۵۰ درصد رشد کند، لزوماً جذاب نیست اگر در سمت دیگر همان تحلیل، احتمال زیان ۶۰ درصدی هم وجود داشته باشد.
و گاهی سرمایهگذاری با ظرفیت رشد کمتر جذابتر است، چون تعادل میان چیزی که میتوانیم ببریم و چیزی که ممکن است ببازیم، به نفع ماست.
نگاه یک مدیر دارایی
مدیر دارایی فقط دنبال بیشترین Upside نیست؛ دنبال موقعیتی است که Downside آن در برابر Upside قابل دفاع باشد.
جمله پایانی
سرمایهگذاری خوب فقط درباره این نیست که اگر درست گفتیم چقدر سود میکنیم؛ درباره این هم هست که اگر اشتباه کردیم، چقدر هزینه میدهیم.
#سبدگردان_آروین
















