وای جوانی، جوانی، چه بی‌دردی! انگاری همه گنجینه‌های دنیا را در دست… — Frida — TG.ME

«وای جوانی، جوانی، چه بی‌دردی! انگاری همه گنجینه‌های دنیا را در دست داری! حتی با اندوه نشاط می‌کنی! حتی غصه لباسی است که بر قامت تو دوخته باشند. در آن احساس راحتی می‌کنی. انگاری با سیمایت سازگار است. تو گستاخی، و به خود یقین داری. تو می‌گویی “فقط منم که زندگی می‌کنم. تماشایم کنید…” اما روزها به شتاب می‌گذرند و اثری بر جای نمی‌گذارند. بی‌حساب می‌گذرند و همه‌چیز در تو ناپدید می‌شود، مثل موم در آفتاب، همچون برف… و ای‌بسا که تمام رمز لطف تو نه در این است که با تو توان همه کار هست، بلکه در این است که با تو خیال می‌کنیم به همه کار تواناییم، در این است که تو توان‌هایی را بر باد می‌دهی که در هیچ کار دیگری نمی‌توان بیازمایی، در این است که هر یک از ما به‌جد خیال می‌کنیم گشاده‌دستیم، به‌جد خیال می‌کنیم حق داریم معتقد باشیم که “وای، اگر وقتم را به هدر نمی‌دادم، چه کارها که نمی‌کردم.”

تورگنیف
@frida_ka
❤15👌2
August 5, 2026 657 5