کژال - یکی هست یکی نیست. هوا خشك، سوزان. نه جویباری که گلبنی بر کنارش بنشیند. نه شبنمی که اگر گیاهی روئید بتواند از او لب تازه کند. نه درختی که خستهای در سایهاش دمی بیاساید. نه چشمهساری که تشنه ای از او عطش فرو بنشاند. ده، تشنه و شکسته و پیر، هوا خشك، سوزان. سینهی صحرا گداخته و چون دل مردمان ده پر از آرزوی بارش باران است. کژال در این ده به دنیا آمد.
2
55
11
5
2
2
2
2
55
11
5
2
2
2
2April 11, 2025 20.6K 168