سیاهچاله‌ای تاریک دنیای من انقدر کثیف و خاکیه که اگر حتی از صد… — FONCÉ — TG.ME

سیاهچاله‌ای تاریک


دنیای من انقدر کثیف و خاکیه که اگر حتی از صد کیلومتریشم رد بشی، گرد و خاکیت می‌کنه.
سرماش می‌سوزونه، اما گرما می‌بخشه؛ نه یه گرمای معمولیِ از قبل تعریف‌شده، نه. گرمایی که تا ژرفای وجودتو توی خودش حل کنه.
هیچ‌کس تا الان نتونسته به دل اون تاریکی سفر کنه؛ چون اگه لحظه‌ای از دنیای روشنش غافل بشه و قدم‌های مرددش رو اونجا بذاره، برای ابد اسیر و گرفتار می‌شه.
پیچیدگیش مثل کتابخونه‌ای می‌مونه که کتاب‌هاش بر اساس حروف الفبا چیده نشده.
پس هیچ‌وقت سعی نکن بفهمی توی اعماق فریبنده و اسرارآمیزش چی پنهان کرده؛ چون تاریکیش یه تاریکی معمولی نیست که بعد مدتی چشم‌هات بهش عادت کنه.
وقتی اونجا پا بذاری دیگه هیچ راه برگشتی وجود نداره.
پس تو دیگه یه گمشده‌ای هستی که تو سوزِ سرما و تاریکیِ شب، اطراف اون کلبه‌ی دورافتاده پرسه می‌زنه.
برای همینه که ترجیح دادم تمام سؤال‌ها بی‌جواب بمونه.
برای همینه که سکوت من سنگین‌تر از برف بود همیشه.
چون من برای کسی قابل فهم نیستم.
چون این فقط زندگی منه و چیزیه که باید به روش خودم کنترل بشه.
و حالا، درست توی همین نقطه از زندگی که رنگ نگاهت بهم پر از احساسه، بیشتر از هر زمان دیگه‌ای عاشق اینم که یه بار دیگه بهت بفهمونم تا چه حد می‌تونم تلخ باشم.
جوری که استخون های کمرت از نگاه تیزم یخ بزنه و به جای اون چشم های تعفن‌برانگیزت، با نفرت به چشم‌هام خیره بشی و قبل از اینکه تاریکی همه‌چیز رو ببلعه، یه بار دیگه اسممو برای آخرین بار صدا بزنی.
August 9, 2026 226 4