حدودا همین موقع ها دو سال پیش آقای مجتبی لشکر بلوکی از مخاطبانش دعوت کرد درباره ایران رویاپردازی کنند و ایرانِ رویایی خود را نیز توصیف کردند.
من هم با یادداشتی به نام "بیست هزار آرزو"، به دعوتشان پاسخ دادم....
امروز به آن رویاپردازی نگاهی انداختم....
چقدر دور بودند...چقدر دست نیافتنی بنظر می رسیدند...
چقدر به طنز و شوخی شبیه بودند....
آیا سرمايه فرهنگی و معرفتی بزرگان برخاسته از ایران در طول تاریخ پررنج و دریغ ما، توان یاری به فرزندان امروز خود را خواهند داشت؟
آیا از این طوفان بلاخیز به سلامت گذر خواهیم کرد؟
آیا از این روزها برای آیندگان داستانی پرغرور و درخشان بازگو خواهیم کرد یا زیر بار پرسش های مهیب ایشان، خُرد خواهیم شد؟
در صورت بروز جنگ، نگران ویرانی هایش نیستم...شرمساریش بر آنان که میتوانستند مانع شوند و نشدند. این بخش های تاریخ را حاکمان رقم میزنند.
نگران حاکمان هیچ سرزمینی نیستم...دنیای آنها با دنیای من بیگانه است.
ولی نگران خود و هموطنانم هستم که مبادا نتوانیم از چرخه باطل تخاصم و نفرت، خارج شویم.
مبادا نفرین ما تا ابد و تا نابودی کامل ایران، خراشیدن صورت و فشردن گلوی یکدیگر باشد و مبادا همزمان که به سقوط یکدیگر کمک میکنیم، غارتگران، سرزمین و خانه مان را ویران کنند؟
به گمانم سقوط ایران، قبل از غلبه هر دشمنی، با پراکندگی ایرانیان و قهر دلهای آنها از یکدیگر رخ میدهد.
آیا مانند داستان سیمرغ عطار نیازمند یک مرغِ هما هستیم تا مرغان رنگارنگ را برای تجمیع و همزیستی قانع کند؟ آیا همای ما نميتواند همان گنجینه معرفتی و نگرانی مشترک ما برای ایران باشد؟
شاید نیاز به هیچ برنامه ای نباشد جز دور کردن اندیشه حذف و نفرت از مخالفان.
شاید "دوست داشتن" مهم ترین کاری است که باید بکنیم.
ایران برای همه ایرانیان جا دارد.
#برایایران
#مجتبیلشکربلوکی
#بیستهزارآرزو
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy
Telegram
فروغ فاریابی
تن ما به ماه مانَد، که ز مهر میگدازد
دل ما به چنگ زهره، که گسسته تار بادا

13
2February 4, 2026 821 10