از یادداشتهای پیش از مصائب دی ماه:
"راهی است دراز و مشکل و پرخطر...و تازه در پایان سفر، یک زندگی سخت و دشوار در پیش خواهد بود...
ما مالک امید و آزادی هستیم. ما اکنون در میان مردمی زندگی می کنیم که افکارشان از آنِ خودشان است و تن به تسلط سه پایه ها نمی دهند..." کوههای سفید- جان کریستوفر
نوجوان که بودم با کتاب کوههای سفید اثر جان کریستوفر که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده بود آشنا شدم. داستانی جذاب و اثرگذار برای یک نوجوان کنجکاو ...بعدتر دو جلد بعدی آن "برکه آتش" و "شهر طلا و سرب" را هم خواندم. و تا الآن این سه گانه را به نوجوانان بسیاری هدیه داده ام.
این روزها به دلیل پیش بینی هایی که از توسعه الگوریتم ها و تسلط آنها بر انسان منتشر میشود این سه گانه به صفحه اول ذهنم برگشته است.
داستان کتاب ماجرای رهایی انسانها از تسلط سه پایه هایی غول پیکر است که از فضا می آیند و نوجوانان تازه بالغ شده را برای آیین کلاهک گذاری با خود می برند و بعد از نصب یک شبکه توری فلزی به جمجه، آنها را برمیگردانند و خانواده هم برایشان جشن کلاهک گذاری برگزار می کند و حالا هر یک از آنها شهروندی مقبول و معتبر و مطیع است. در این میان افرادی که توانسته اند از اسارت سه پایه ها آزاد باشند نوجوانان کنجکاو را قبل از کلاهک گذاری شناسایی و به کوه های سفید می برند که محل زنذگی انسانهای آزاد است.
سه پایه ها برای من تمثیل ترانزیستورها و دیودها و مقاومتهای روی بُردهای الکترونیکی بود که حالا به غول های کنترلگر بزرگی در قالب سامانه ها و الگوریتم ها تبدیل شده بودند که بر تمام شئون زندگی انسانها مسلط شده اند.
تاویل های دیگری هم هست. دولت ها و سیستم های سیاسی بسته که برای همه افراد جامعه، یک مدلِ تعریف شده از سبک زندگی را تجویز کرده و رعایت آن را به شدت کنترل می کنند. تفاوت ها و تنوع را بر نمی تابند تا زحمت حل پیچیدگی ها را کم کنند و به جای مدیریت و پاسخگویی به انواع تقاضاها و سلایق، توده ای یکدست و متحدالشکل و متحدالفکر بسازند که قابل پیش بینی است بنابراین قابل برنامه ریزی است. (فیلم ماتریکس را دیده اید؟)
نقطه آسیب این سیستم ها، الگوریتم ها، حکومت ها و نظام ها، نقاط یا افراد یا درگاههای خروج از نظم تعریف شده است. سیستم ها هر چه بسته تر باشند، شکننده تر و آسیب پذیرترند. مشتری به راحتی آن را کنار می گذارد و سیستم ارتقا یافته تری انتخاب می کند. توجه به نقاط ضعف و باگ های سیستم است که موجب ارتقای سیستم و رضایت کاربر و استمرار استفاده از آن میشود.
پس هر گاه طراح سیستم، الگوریتم هایی را بپسندد که سیستم را بر کاربران تحمیل کند، نسخه مرگ خود را نوشته است. زیرا انسانها همیشه راه گریزی پیدا میکنند. هر چند سخت هر چند دیر هر چند پرزحمت... زیرا پویایی در ذات انسان است. و "کلُّ یومٍ هُوَ فی شان"، در جهان جاری است.
سیستم های اُپن سورس (مثل ویکی پدیا) که امکان افزودن اطلاعات را به کاربران میدهد یک نمونه ساده و موفق از جهانی است که الگوریتم ها و انسانهای آزاد می توانند در آن به جای ستیز، با هم همکاری کنند و هر دو رشد کنند. هر گاه طراح سیستم، به این درک رسیده باشد که بسته بودن سیستم یعنی مرگ، می تواند حیات خود را فراتر از مرگِ زمانمند رقم بزند و با روی آوردن به الگوریتم های باز و قابل ویرایشِ مستمر، شکنندگی را از خود دور کند و در بازار باقی بماند.
یک نمونه از این سه پایه ها هم ادیان و مذاهب و فرقه ها و ایدئولوژی ها هستند.
غالبا انبیا مثل هکرهایی که خواسته باشند سیستم بسته موجود را بشکنند ظهور کرده اند ولی به سرعت به ضد خود تبدیل شده اند زیرا سیالیّت، زندگی را سخت و پرچالش می کند. نیاز دارد به اینکه مرتب بیدار باشی و به صدای دیگران گوش دهی و خودت را ارزیابی کنی و مرتب حرکت کنی...نیاز دارد که آزاد و بی قید باشی. واین در حوصله خیلی ها نمی گنجد. همپنین نادیده گرفتن منفعت ها بسیار سخت است. پس یک سیستم بسته بر اساس آموزه های دین ساخته میشود (= نسخه مرگ آن دین اولیه نوشته میشود) تا به صورتی موجه به جای آزادی از سیستمِ بسته، مشغول منفعتها باشیم. (با ادبیات قرآنی میشود تزیین زندان و جا زدن آن به جای حیات طیبه، جایگزین کردن فقها و علما و رهبانان دین با خدا)
حال اگر سیستم باز باشد...یعنی دیگر نه تخاصمی هست نه مقاومتی، نه شکنندگی مفهوم دارد نه پیروزی و فتحی
سیالیت به دریا رسیده است...به اقیانوس که در آن رفتن به هر سمت و سویی آزاد است.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy
Telegram
فروغ فاریابی
تن ما به ماه مانَد، که ز مهر میگدازد
دل ما به چنگ زهره، که گسسته تار بادا

5
1
1January 25, 2026 405 3