چو کاوه برون شد ز درگاه شاه برو انجمن گشت بازارگاه 💠فرو هشت ازو سرخ… — Fesaaneh | فسانه — TG.ME

💠چو کاوه برون شد ز درگاه شاه برو انجمن گشت بازارگاه 💠فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش همی خواندش کاویانی درفش 💠بگشت اندرین نیز چندی جهان همی بودنی داشت اندر نهان 💠فریدون چو گیتی بران گونه دید جهان پیش ضحاك وارونه دید 💠کتایون و برمایه بر دست شاه چو کهتر برادر وُرا نیکخواه 💠دویدند بر کوه و کندند سنگ بدان تا بکوبد سرش بی درنگ 💠اگر پهلوانی ندانی زبان به تازی تو اروند را دجله خوان 💠چنین داد پاسخ که شاه جهان جزین گفت با من سُخن در نهان 💠که مگذار يك پشه را، تا نُخست جوازی نیابی به مُهری درست 💠فریدون چو بشنید شد خشمناك از آن ژرف دریا نیامدش باك 💠به تندی میان کیانی ببست بران باره‌ی شیردل برنشست 💠سرش تیز شد کینه و جنگ را به آب اندرافگند گلرنگ را 💠برون آورید از شبستان اوی بتان سیه موی خورشید روی 💠بدو گفت: شاه آفریدون تویی؟ که ویران کنی تنبل و جادویی؟ 💠وُ را کُندرو خواندندی بنام به کُندی زدی پیش بیداد گام 💠نه آسیمه گشت و نه پرسید راز نیایش کنان رفت و بردش نماز 💠بدو گفت ضحاك شاید بُدن که مهمان بود، شاد باید بُدن 💠چنین داد پاسخ وُرا پیشکار که مهمان که با گرزه‌ی گاوسار، 💠گرین نامور هست مهمان تو چه کارستش اندر شبستان تو 💠بدان گرزه‌ی گاوسر دست برد بزد بر سرش، ترگ بشکست خرد 💠بیامد سروش خجسته دمان مزن - گفت -، کو را نیامد زمان 💠همان گنج دینار و کاخ بلند نخواهد بُدن مر ترا سودمند 💠سُخن ماند از تو همی یادگار سُخن را چُنین خوارمایه مدار 💠فریدون فرّخ فرشته نبود ز مُشك و ز عنبر سرشته نبود 💠به داد و دهش یافت آن نیکویی تو داد و دهش کن فریدون تویی

September 7, 2026 1.5K 1