قصاب، وسط کشتارگاه ایستاده؛ دست‌هاش غرق خونه، اما همین که چاقوی یک… — FeelingMode🖤 — TG.ME

قصاب، وسط کشتارگاه ایستاده؛ دست‌هاش غرق خونه، اما همین که چاقوی یک نفر دیگه به تنِ یکی از قربانی‌ها می‌خوره، خونِ اون رو به صورت خودش می‌ماله و فریاد می‌زنه: «منو کشتن!»

این همون صحنه‌ایه که رژیم هربار می‌سازه. سال‌ها خودش خون ریخته؛ حالا دنبال یک قطره‌ست. یک موشک، یک خطا، یک خانهٔ ویران؛ و بلافاصله بلندگوهاش روشن می‌شن: «آی مردم رو زدن» تا ناگهان جنایتکار از پشت میز متهم بلند بشه و بره روی صندلی قربانی.

و بخشی از مردم هم دقیقا همین‌جا زمین می‌خورن؛ چون از جنگ، یک تصویر کارتونی تو ذهنشون ساختن: رژیم باید زیر ضرب له بشه، اما جنگ نباید خون داشته باشه. باید موشک‌هاش زده بشه، اما موشک نباید خطا کنه. باید ماشین جنگی‌ش از کار بیفته، اما هیچ‌کس نباید هزینه بده. یعنی جنگ برای رژیم باید واقعی باشه؛ برای مردم فقط روی صفحه. و رژیم بهتر از هر کسی این تناقض رو می‌شناسه. برای همینه که منتظر لحظه‌ایه که جنگ زخم بزنه. چون خوب می‌دونه با یک زخم تازه، چطور روی زخم‌های قدیمی خودش پرده بکشه. جنازه می‌شه سپر، اشک می‌شه مهمات، خشم مردم می‌شه سنگر. و همون دستی که سال‌ها خون ریخته، با انگشت خونیِ خودش اشاره می‌کنه به دستِ دیگری.
❤1
September 5, 2026 107 1