از «یاسر عرب» به «کار» چند وقت پیش، بعد از سال‌ها نوشتن، تحلیل کردن،… — دغدغه ایران — TG.ME

از «یاسر عرب» به «کار»

چند وقت پیش، بعد از سال‌ها نوشتن، تحلیل کردن، توصیف مسائل اجتماعی و گاهی ارائه راهکار به مدیران، دولت، کنشگران اجتماعی و هر کس دیگری که فکر می‌کردم ممکن است کاری از دستش بربیاید، اینجا نوشتم که برای مدتی نمی‌خواهم بنویسم!

گفتم فعلاً نه یادداشت، نه تحلیل، نه حضور در برنامه‌ها و مصاحبه‌ها. به جایش اگر مطلبی می‌دیدم که فکر می‌کردم به درد می‌خورد، صرفا در کانال همخوان می‌کردم!

این تصمیم هنوز سر جایش هست.
یعنی من همچنان قصد ندارم به روال سابق برگردم و دوباره بنشینم و درباره مسائل اجتماعی ایران بنویسم. اما در این مدت، یک چیز در ذهنم روشن‌تر شد؛

ما در ایران، در بسیاری مواقع با کمبود حرف و تحلیل مواجه نیستیم.
رسانه‌ها درباره مسائل کلان کشور بحث می‌کنند. مردم جلوی دوربین گوشی‌هایشان از بی‌آبی و بی‌برقی و گرانی و تورم و مشکلات قوه قضائیه و مسکن و هزار گرفتاری دیگر می‌گویند. تحلیل‌گرها و نظریه‌پردازها هم نشسته‌اند و درباره جمهوری و پادشاهی و ماندن یا رفتن این نظام و ماندن یا رفتن دولت و اقتصاد و آینده ایران حرف می‌زنند!

پس دیگر حرف کم نیست. تحلیل هم کم نیست. حتی خدا را شکر راهکار هم کم نداریم. اما آن چیزی که به نظرم کم داریم، کار مشخص است. کارهایی که بشود ایده، طراحی یا مدل ساخت اجتماعب‌شان را گذاشت روی میز، آدم‌های مشخص دورشان جمع شوند، مسئولیت مشخص داشته باشند، منابع مشخص برایشان پیدا شود و بعد، فارغ از اینکه در سطح کلان چه اتفاقی می‌افتد، شروع کنیم به حل کردن یک مسئله واقعی؛ همین‌جا، روی زمین!

واقعا شرایط طوری نیست که بتوانم صرفاً بنشینیم و تماشا کنیم. ممکن است تحلیل کردن را کنار گذاشته باشم، اما نمی‌خواهم انفعال را انتخاب کنم!

برای همین، اسم این کانال را از «یاسر عرب» گذاشتم «کار»؛ و در پرانتز، «یاسر عرب» را نگه داشتم که معلوم باشد این همان کانال قبلی است.

از اینجا به بعد، اینجا قرار نیست محل بازنشر مداوم تحلیل و یادداشت باشد. بلکه سعی دارم محل حل کردن مسئله باشد. این کار ممکن است یک پروژه رسانه‌ای باشد. یا یک مسئله اجتماعی مشخص، یا ممکن است برای یک آسیب قدیمی یا یک مسئله تازه، کاری کوچک یا بزرگ تعریف کنیم. ممکن است در مرکز ایران باشد یا در حاشیه. ممکن است چند نفر باشیم یا چندصد نفر...

اصل ماجرا این است که از «درباره مسئله حرف بزنیم» برویم به سمت «برای مسئله چه کار می‌توانیم بکنیم؟» نه با این توهم که ما قرار است ایران را نجات بدهیم. و نه با این تصور که همه‌چیز دست ماست!

اتفاقاً برعکس؛ با پذیرفتن این واقعیت که دست هر کدام از ما به اندازه‌ای می‌رسد.
اما همان اندازه را اگر با دست‌های دیگری جمع کنیم، شاید چیزی ساخته شود!

اگر کسی دوست دارد یک مسئله واقعی را انتخاب کنیم، آدم پیدا کنیم، تیم بسازیم، منابع جور کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری از دست‌مان برمی‌آید، اینجا جای اوست.

من فعلاً قرار نیست درباره «ایران چه باید بشود» حرف بزنم. می‌خواهم ببینم ما همین امروز چه کاری می‌توانیم بکنیم. شاید این تغییر بزرگی به نظر نرسد، اما برای من یک پارادایم‌شیفت جدی است:
از تحلیلِ مسئله، به کار روی مسئله. از نوشتن درباره مردم، به کار کردن با مردم. از ارائه راهکار، به امتحان کردن راهکار.
و از «چه کسی باید کاری بکند؟» به «ما چه کاری از دست‌مان برمی‌آید؟»
از اینجا به بعد، اینجا «کار» است.

ارادت

@yaser_arab57
👍133👎2
August 31, 2026 5.7K 40