محمد بن منکدر، از عابدان مدینه، امام باقر(ع) را در هوای گرم تابستان درحال کار کشاورزی دید.
او با خود گفت که چرا امامی با این مقام خود را برای دنیا به زحمت میاندازد؟ تصمیم گرفت برای امر به معروف و نصیحت، نزد امام برود.
محمد به امام نزدیک شد، سلام کرد و گفت: «اگر در این حالت مرگ به سراغ شما بیاید، چه پاسخ خواهید داد؟»
امام باقر(ع) دست از کار کشیدند و فرمودند: «اگر مرگ در این حال به سراغ من بیاید، درحال اطاعت از خدا مرا یافته است؛ زیرا کار میکنم تا محتاج دست مردم و امثال تو نباشم. از مرگ زمانی باید ترسید که انسان درحال معصیت و گناه باشد.»
محمد بن منکدر با شنیدن این سخن متوجه اشتباه خود شد و اعتراف کرد که میخواسته امام را پند دهد، اما خودش پند گرفته است.