گروهها چون برگهای پاییزی از هم جدا شدند. 🍂
گروه اول به اتاقی رفتند که در آن «کلام» پادشاه بود؛ رواندرمانی کلاسیک، جایی برای واکاوی، گفتن و شنیده شدن، گویی کوه را با صدای بلند خراش میدهند تا ریشههای درد بیرون آید.
گروه دوم، گروه کنترل بودند؛ آنها تنها نشستند، همچون سنگی در رودخانه، بدون مداخله، بدون تغییر، بدون هیچ تلاشی برای بهبود، در سکوتِ بیطرفی.
گروه سوم، کسانی بودند که کاری کردند که در نگاهِ منطقگرایِ دنیایِ مدرن، «سادهلوحانه» و دور از انتظار مینمود؛ گویی احمقانه است که با باد بجنگی.
ضربه زدنِ آرام با نوک انگشتان؛ روی چند نقطهی خاص از صورت، ترقوه و دست.
15
6August 16, 2026 557 7