صمد بهرنگی:
ایراندوست یا قومگرا؟
حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
«در دو کلمه عرض شود که چرخهای “تورک آراشتیرما انستیتوسو” (مؤسسه تحقیقاتی تُرک) گویا با دلارهای امریکایی میگردد و مأموریتش پخش و رواج افکار بیپایه پانتُرکیسم است با تکیه بر خرافهپرستی و قضاوتهای کورکورانهٔ تاریخی و پیشداوری. لازم به یادآوری است که امریکا در جنگ کره در نتیجه همین تبلیغات بود که سربازان ترکیه را به جنگ کشاند و آنهم چگونه»
منبع:
مجموعه مقالات صمد بهرنگی، انتشارات دنیا، چاپ پنجم ۱۳۶۰
مقالهای با عنوان “یادی از حیدربابای شهریار”، ص ۱۸۸.
سطحینگری و فقر تاریخی باعث قضاوتهای یکسونگرانه و مطلق نسبت به شخصیتهای سیاسی، تاریخی و فرهنگی ایران شده و ما را به سوی خوب یا بد مطلق دانستن آنها کشانده است. یکی از این شخصیتها صمد بهرنگی، نویسندهٔ داستانهای کودکانه، پژوهشهای تربیتی و ادبیات محلّی ایران است. گذشته از افسانهسازیها دربارهٔ علت مرگ او در رود ارس، یکی از تلاشهای حساب شده، معرفی او به عنوان یک فعالِ قومگرا است. اما نه تنها در هیچیک از نوشتههای صمد نشانههای چنین گرایشی به چشم نمیخورد، بلکه او در یکی از مقالاتِ خود پانتُرکیسم ضدِّ ایرانی را به «ترویج افکار بیپایه، خرافهپرستی و قضاوتهای کورکورانه تاریخی و پیشداوری» متهم کرد.
توانِ شگفتانگیز صمد در فارسینویسی و تلاشش برای آموزش زبان ملّی ایران به کودکانِ آذری در روستاها به تألیف کتابی خلاقانه به نام «الفبا» انجامید که روش یادگیری سریعتر و بیشتر زبان فارسی را به کودکان نشان می.داد. این نوشته آنقدر ابتکاری بود که نویسندگان ادبی و فعالانِ روشنفکری آنزمان چون جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی و سیروس طاهباز، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را به چاپ آن تشویق کردند. با این همه، برخی از فعالان قومگرای آن دوران، بویژه محمدعلی فرزانه، کتاب صمد را به دلیل شیوهٔ بدیع آن در آموزش زبان فارسی، خطرناک دانسته و در بازداشتن صمد به چاپ و به احتمال قوی در نابودی دستنوشتهٔ الفبا نقش داشتند. نه تنها خود صمد بلکه حلقهٔ دوستان نزدیکِ مارکسیست او چون بهروز دهقانی، علیرضا نابدل، کاظم سعادتی، که بعدها با پیوستن به حلقهٔ مشهد (پویان و احمدزادهها)، سازمان چریکهای فدایی خلق را پایهگذاری کردند و یا دوستان دیگرش چون رحیم رئیسنیا و بهروز دولتآبادی در نوشتهها و در عمل خود با پانتُرکیسم و فرقهٔ دمکرات آذربایجان که در پی تجزیهٔ ایران بود به شدت مخالفت میکردند. علاقهٔ صمدِ دانشآموز (به نقل از ساعدی) به کتاب چرنیشفسکی فیلسوفِ سوسیالیست روسی هم به گمان من از علایق ملّی و ایراندوستی صمد سرچشمه میگرفت که بداند دلیلِ علاقهٔ این متفکر برجستهٔ روسی به شاهنامه فردوسی و استفاده از اساطیر ایرانی و زبان فارسی در نوشتههایش چگونه است و از کجا سر چشمه میگیرد. صمد بهرنگی، انسانی صادق، با اخلاق و شوخطبع بود که آگاهی فرهنگی کودکان ایران و اصلاحِ نظام تربیتی کشور را مهمتر از فعالیتهای چریکی میدانست و همین امر ایراندوستی او را آشکار میکرد. اگر صمد زنده میماند، بدونشک یکی از بزرگترین نویسندگان و داستاننویسان ایران معاصر میشد،
@IranDel_Channel
صمد بهرنگی در فرازتد
t.me/FarazTed/6040


