تنِ من، تو را می‌بینم، مگه ما چقدر زنده هستیم که بهت گوش ندم؟ برای… — famatake — TG.ME

تنِ من،
تو را می‌بینم، مگه ما چقدر زنده هستیم که بهت گوش ندم؟
برای تمام وقت‌هایی که صدایت را نشنیدم، از تو بخشش می‌خواهم.
می‌دانم که همیشه بهترین را برای من خواسته‌ای. حتی وقتی با درد، سنگینی، خستگی یا احساسی که ناگهان به سطح آمده با من حرف زده‌ای.
تو وسیله‌ی مقدسی هستی که به امانت گرفته‌ام تا این دنیای فیزیکی را با تو تجربه کنم.
کاش امانت‌دار خوبی برایت باشم.
تو جایی هستی که انرژی‌ها در تو به احساس ترجمه می‌شوند، کدهای این جهان از تو عبور می‌کنند و چیزهایی که دیده نمی‌شوند، در تو قابل لمس می‌شوند.
می‌خواهم بیشتر کنارت بنشینم.
وقتی احساسی به سطح می‌آید، عجله نکنم که از آن فرار کنم، تغییرش بدهم یا خودم را با آن یکی بدانم.
فقط بگذارم از تو عبور کند.
حسش کنم. تجربه‌اش کنم. ترجمه‌اش کنم.
تنِ عزیزم،
می‌خواهم زبانت را دوباره یاد بگیرم.
می‌خواهم شنونده‌ی بهتری برایت باشم.
بدن عزيزم، دوست دارم.🌱
❤45👍2
September 8, 2026 1.4K 15