。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆
『 حبابِ شیشهای 』
من در یک حباب شیشهای زندگی میکنم؛
دیگران بیروناند
و من داخل.
به گمانم از ابتدا درون این حباب متولد شدهام.
شاید شیشهام شبیه به شیشهی مربا باشد،
اما اصلاً زندگی درونش شیرین نیست؛
تلخ است.
با اینحال تلخیاش را دوست دارم؛
مانند تلخی قهوه.
و از شیرینی بیزارم.
دلم را میزند.
شاید دنیای بیرون نیز شیرین است
و برای همین دلم نمیخواهد بیرون بروم.
نمیدانم.
درون حبابم خودم را حبس کردهام،
شاید هم گیر کردهام.
هر از چندگاهی کسی ضربهای میزند؛
یک ضربه،
دو ضربه،
و من نگاهش میکنم.
با من حرف میزند.
چیزی نمیشنوم؛
تنها لبهایشان را میبینم که تکان میخورد.
لبخند میزنند.
اخم میکنند.
و من از پشت شیشه،
تنها نگاه میکنم.
تا زمانی که خسته شوند و رهایم کنند.
حد فاصل من و دنیای بیرون تنها یک شیشه است،
یک حباب.
و آدمها مشت میزنند تا مرا بیرون بیاورند
تمام تلاششان را میکنند.
اما من نشستهام.
آرام و آسوده،
تا زمانی که دیگر مشت نزنند.
گهگاهی روی دیوارهی شیشهام بخار مینشیند.
باران میبارد.
از بیرون نه،
درون شیشه باران میبارد.
و خوب است؛
چون در آن لحظه دیگر دیدی به بیرون ندارم
و این یعنی دیگران نیز مرا نمیبینند.
پس احساس آزادی میکنم،
احساس رهایی.
روی بخارهای شیشه
با انگشتم قلبی میکشم.
اسمم را مینویسم
و بعد با دستانم پاکش میکنم.
با خودم حرف میزنم
و دوباره روی شیشه بخار مینشیند.
این بازی را دوست دارم.
خورشید که میتابد
نورش اذیتم میکند،
اما باران را دوست دارم.
تنها زمانی میتوانم نور خورشید را تحمل کنم
که قطرات باقی مانده بر روی حباب شیشه را بشکافد.
شیشهام را دوست دارم.
دیگران از بیرون لبهایشان را تکان میدهند.
لبخوانی میکنم؛
میگویند: تو فقط یک وابستهی گوشهگیری.
قبول دارم که کمی به آن وابسته شدهام.
اما این وابستگی احساس امنیت دارد.
این وابستگی را دوست دارم.
ترجیح میدهم در این شیشهی گرم و نرم خودم حبس شوم
تا در دنیای بیرون.
حتی دیدن دنیای بیرون از داخل شیشه هم مرا مضطرب میکند.
من درون یک شیشه زندگی میکنم.
تلخ است
و عجیب این تلخی به دلم میچسبد.
زندانی که احتمالاً روزی خودم ساختمش.
اما دوستش دارم.
نردههایش را با دستان خودم ساختهام
و همانها امنیت شیشهام را تضمین میکنند.
راستش را بخواهید،
حباب شیشهایم کمی دارد کوچک میشود.
برای من کافی است اما،
احساس میکنم برای قلبم کوچک است.
چون کمی تنگی نفس گرفتهام.
با این حال،
نفس کشیدن در این حباب تنگ را
در نفس کشیدن در دنیای بیرون ترجیح میدهم.
شاید نگران کننده باشد اما،
من هرگز،
حباب شیشهایم را ترک نخواهم کرد...
✍️ فائزه واعظ
#Text ☙
@FaezeVaez
10
4
1August 9, 2026 118 2