داشتم یادداشت‌های قدیمیم و می‌خوندم که یکهو چشمم افتاد به یک… — نوشته‌ها | فائزه واعظ — TG.ME

داشتم یادداشت‌های قدیمیم و می‌خوندم که یکهو چشمم افتاد به یک نمایشنامه‌ی خیلی کوتاه که سه چهار سال پیش وقتی دانشگاه می‌رفتم نوشته بودم. مربوط به ارائه‌ی یکی از درس‌هامون بود و باید جلوی همه اجراش می‌کردیم. یادمه خیلی استرس داشتم. هم برای نوشتنش و هم برای اجرا کردنش اونم به زبان انگلیسی!🥲 ولی خب از پسش بر اومدم. چون فرآیند نوشتنش برام دشوار و رسماً اولین تجربه‌م در نوشتن نمایشنامه و اجرا بود، حس کردم حیفه بین نوشته‌هام قرارش ندم 🫠 دیگه اینطوری شد که به یاد فائزه‌ی سه چهار سال پیش، گذاشتمش تو سایتم😌👇 #note @FaezeVaez

July 27, 2026 106 2