゚★,。・:*:・゚☆。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆ 『 یادداشتِ امروزِ من 』➥ ۱۴۰۵/۵/۱ موضوع… — نوشته‌ها | فائزه واعظ — TG.ME

。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆。・:*:・゚★,。・:*:・゚☆

یادداشتِ امروزِ من 』➥ ۱۴۰۵/۵/۱

موضوع: درگیر هستم

خیلی درگیرم. این‌ روزها به‌هیچ‌وجه بیکار نیستم. این روزها بیشتر از همیشه دارم برای خودم تلاش می‌کنم. بیشتر از همیشه در تنهایی، خودم را می‌سازم و غنی می‌کنم و بیشتر از همیشه خودم را می‌شناسم.
اما قسم می‌خورم هیچ‌چیز جلو نمی‌رود جانا‌. هیچ‌چیز.

تو این روزها بیشتر درگیر چه هستی؟
نه ولش کن. نمی‌خواهد بگویی. راستش را بخواهی خوب می‌دانم همگی درگیر چه هستیم: درگیر بقا.

درگیر ادامه‌دادن با تنها چیزی که برایمان باقی مانده.
درگیر نفس کشیدن با آخرین ذره‌ی هوای اطرافمان.
درگیر قدم برداشتن با آخرین جانمان در آخرین مرحله‌ی بازیِ زندگی.
و می‌دانم جانا. خوب میدانم که خیلی‌وقت است در این مرحله گیر کرده‌ایم. می‌دانم که خیلی زود به آخرین مرحله رسیدیم و چه دیر دارد تمام می‌شود.
اصلاً تمام می‌شود؟ نمی‌دانم. اینکه زودتر تمام شود بهتر است یا دیرتر را نیز نمی‌دانم. من تنها نگران این هستم که از یک جایی به بعد دیگر چیزی نداشته باشیم که درگیرش باشیم.

همین اکنون، در همین لحظه، تو درگیر چه هستی؟
من می‌نویسم تا گم نشوم؛ مثل همیشه. اما این روزها بیشتر می‌نویسم. وسواس‌گونه می‌نویسم. آنقدر می‌نویسم تا دستانم دیگر جان نداشته باشند. برگه‌ها را سیاه می‌کنم. خط‌خطی می‌کنم. کیبورد را با ضربه‌ی انگشتانم له می‌کنم. کتاب می‌خوانم. زیاد کتاب می‌خوانم. یک کتاب را زیاد می‌خوانم. می‌نویسم. می‌خوانم. می‌نویسم. می‌نویسم. می‌نویسم.

من کاملاً درگیر هستم. درگیر نوشتنی که باعث می‌شود باشم. در این چرخ‌وفلکی که با سرعت زیاد می‌چرخد، من به برگه‌ و قلمم زل زده‌ام تا فراموش نکنم که هستم و برای چه آمده‌ام.

اتفاقات زیادی می‌افتد. صداهای زیادی می‌شنوم. یکی از دستم عصبانی می‌شود. یکی به خاطر من می‌خندد. دیگری از من ناراحت می‌شود. فردی مرا تحقیر می‌کند، آن یکی تحسین. اما من همچنان به برگه و قلمم زل زده‌ام.

می‌گویند جهان از هم پاچیده. می‌گویند لحظه‌ی خداحافظی فرارسیده. فریاد می‌زنند در خطریم. با خوشحالی می‌گویند همه چیز خوب است. زمزمه می‌کنند هر روز همه چیز بدتر می‌شود. و باز هم اتفاقی دیگر. خبری تازه اما قابل حدس و دردی کهنه اما زخمی جدید. با این وجود من همچنان به برگه و قلم درون دستم زل زده‌ام.
زیرا درگیرشم؛
درگیر همین دو تکه‌ی به‌جا مانده از من.


فائزه واعظ

#Text 
@FaezeVaez
👏6❤4🤝1
July 23, 2026 186 2 1